
0 کالا
خورخه لوئیس بورخس، از برجستهترین نویسندگان و شاعران آرژانتینی و از چهرههای ماندگار ادبیات جهان است. آثار او به دلیل پیچیدگیهای فلسفی، بازی با زمان و مکان، و استفاده از مفاهیم متافیزیکی، در ادبیات مدرن جایگاه ویژهای دارد.
خورخه لوئیس بورخس در ۲۴ اوت ۱۸۹۹ در بوئنوس آیرس، کشور آرژانتین، به دنیا آمد. پدرش، خورخه گییرمو بورخس، وکیل و استاد روانشناسی بود و علاقهٔ زیادی به ادبیات داشت. این علاقه به بورخس جوان منتقل شد و او از کودکی با کتابهای فراوانی احاطه شد. بورخس در سنین پایین به خواندن آثار نویسندگانی مانند: مارک تواین، چارلز دیکنز، و ادگار آلن پو علاقهمند شد.
در سال ۱۹۱۴، خانوادهٔ بورخس به اروپا نقل مکان کردند. آنها در ژنو، سوئیس، ساکن شدند و بورخس در آنجا به تحصیل پرداخت. او در این دوره با ادبیات اروپا، به ویژه آثار نویسندگانی مانند فرانتس کافکا و فیلسوفانی مانند آرتور شوپنهاور، آشنا شد. این تأثیرات بعدها در نوشتههای بورخس به وضوح دیده شد
بورخس در طول زندگی خود به عنوان استاد ادبیات در دانشگاههای مختلف تدریس کرد و سخنرانیهای متعددی در سراسر جهان انجام داد. او همچنین جوایز ادبی متعددی دریافت کرد، از جمله جایزهٔ ملی ادبیات آرژانتین و جایزهٔ سروانتس، که مهمترین جایزهٔ ادبی جهانی اسپانیایی زبانها است.
خورخه لوئیس بورخس در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۶ در ژنو، سوئیس، درگذشت. با این حال، میراث ادبی او همچنان زنده است. آثار بورخس به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شدهاند و تأثیر عمیقی بر نویسندگان و فیلسوفان پس از خود گذاشتهاند. او به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات پستمدرن شناخته میشود.
مهمترین آثار خورخه لوئیس بورخس
اطلس: اثری از خورخه لوییس بورخس، نویسنده برجسته آرژانتینی، است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. این کتاب ترکیبی از نثر شاعرانه، یادداشتهای حین سفر، و تأملات فلسفی بورخس درباره مکانهایی است که در طول زندگیاش از آنها بازدید کرده است. بورخس در این اثر خوانندگان را به سفری ذهنی و جغرافیایی میبرد که در آن مکانها، تاریخ، اسطوره و ادبیات در هم تنیده میشوند.
این کتاب نه تنها یک سفرنامه، بلکه مجموعهای از خاطرات، رویاها و برداشتهای شخصی نویسنده درباره جهان است. بورخس در «اطلس» به توصیف شهرها، معابد، کتابخانهها و مکانهای تاریخی میپردازد، اما آنچه این کتاب را متمایز میکند، سبک روایت خاص اوست که به جای پرداختن به واقعیتهای عینی، به لایههای عمیقتر معنایی میپردازد.
یکی از بهترین ترجمههای فارسی این اثر توسط احمد اخوت انجام شده و انتشارات گمان آن را منتشر کرده است.
تاریخچه تانگو: این کتاب مجموعهای از نوشتههای بورخس درباره رقص تانگو است که در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ گردآوری شده و به مرور منتشر شده است. بورخس در این کتاب به ریشههای تانگو، تأثیر آن بر ادبیات و جامعه آرژانتین، و پیوندهای آن با طبقات اجتماعی مختلف میپردازد. او نه تنها به جنبههای موسیقایی و ریتمیک تانگو توجه دارد، بلکه زمینههای تاریخی و فلسفی این سبک موسیقی را نیز بررسی میکند. این کتاب با نگاهی تحلیلی و شاعرانه، تانگو را از صرف یک سبک موسیقی به پدیدهای فرهنگی تبدیل میکند که روحیات و تاریخ آرژانتین را بازتاب میدهد. بورخس به تأثیر محلههای قدیمی بوئنوس آیرس، مهاجرتها و تحولات اجتماعی بر شکلگیری این موسیقی اشاره میکند و با نثر خاص خود، خواننده را به سفری در دل تاریخ و هنر آرژانتین میبرد.
یکی از بهترین ترجمههای این اثر توسط بهرام فرهنگ انجام شده و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرده است.
حافظه شکسپیر: کتاب «حافظه شکسپیر»، آخرین مجموعه داستان کوتاه خورخه لوییس بورخس است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد. این کتاب شامل چهار داستان فلسفی و رازآلود است که به مضامینی چون: خاطره، هویت، زمان و ادبیات میپردازند. داستان اصلی، «حافظه شکسپیر»، روایت فردی است که حافظه ویلیام شکسپیر را به ارث میبرد و تحت تأثیر خاطرات و افکار او قرار میگیرد.
سبک نوشتاری بورخس در این اثر همچون سایر نوشتههایش، پر از ارجاعات تاریخی، فلسفی و ادبی است و خواننده را به چالشهای فکری عمیقی درباره شناخت، ذهن و واقعیت سوق میدهد.
یکی از ترجمههای پارسی این کتاب، ترجمهٔ «بابک تبرایی» است که توسط انتشارات نیلا منتشر شده است.
کتابخانه بابل: یکی از مشهورترین داستانهای خورخه لوییس بورخس، که نخستین بار در سال ۱۹۴۱ منتشر شد. این اثر به مفهوم بینهایت، دانش مطلق و محدودیتهای ادراک انسانی میپردازد. در این داستان، بورخس جهانی را توصیف میکند که به شکل یک کتابخانه نامحدود با تعداد بیشماری از اتاقها و کتابها است، جایی که همه دانشهای ممکن و غیرممکن در آن نهفتهاند. این مفهوم به نوعی استعارهای از ساختار جهان، بینظمی، و جستوجوی بیپایان بشر برای معنا است.
کتاب «کتابخانه بابل» در ایران با ترجمههای مختلفی منتشر شده است. یکی از بهترین نسخههای آن ترجمه کاوه سیدحسینی است که توسط نشر نیلوفر منتشر شده است.
سبک نوشتاری خورخه لوییس بورخس
سبک نوشتاری بورخس به دلیل استفاده از تکنیکهایی مانند: غیرخطی بودن، بازی با زمان و مکان، و ترکیب واقعیت و خیال، منحصر به فرد است. او اغلب از عناصر فلسفی و متافیزیکی در داستانهای خود استفاده میکرد و خواننده را به تفکر عمیق دربارهٔ مفاهیمی مانند: هویت، حافظه، و بینهایت وادار میکرد.
کلام آخر
بورخس نه تنها بر ادبیات آمریکای لاتین، بلکه بر ادبیات جهان تأثیر گذاشت. نویسندگانی مانند: ایتالو کالوینو، گابریل گارسیا مارکز، و اومبرتو اکو از او الهام گرفتهاند. آثار بورخس به دلیل استفاده از مفاهیم فلسفی و تکنیکهای نوآورانه، همچنان مورد مطالعه و تحلیل قرار میگیرند.