موجود
کتاب سیاحت غرب
کد کالا: ۱۹۳۹۰۴

سیاحت غرب

ناشر:

جمکران

قیمت: ۲۰۰۰۰ ۱۸۰۰۰ تومان ۱۰% تخفیف
هنوز امتیازی داده نشده
  • درباره کتاب

  • مشخصات کتاب

  • پرسش و پاسخ

کتاب «سیاحت غرب»، با نام دیگر سرنوشت ارواح پس از مرگ، اثری در ژانر مذهبی و دینی است که به موضوعات برزخ، معاد و کلا مسائل پس از مرگ انسانی می‌پردازد. این کتاب که نوشتهٔ آقا نجفی قوچانی، فقیه و عالم دینی معاصر است، برای اولین بار در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی به صورت نسخهٔ خطی (دستنویس) پخش شد و سپس در سال ۱۳۴۹ در انتشارات طباطبائی مورد بازبینی قرار گرفت و به چاپ رسمی (در قالب کتاب انبوه) رسید. این بازبینی توسط رمضانعلی شاکری قوچانی، رئیس وقت کتابخانهٔ آستان قدس رضوی انجام شده بود. سیاحت غرب تاکنون توسط ناشران بسیار زیادی چاپ شده است که از بین آنان می‌توانیم به ناشرانی همچون ارمغان طوبی، لوح محفوظ، حسام‌الدین، گلپا، آفرینه، فروغ، دانش‌پرور و… اشاره داشته باشیم. اما دو ناشر به نام‌های جمال و همچنین جمکران از بهترین ناشران کنونی اثر هستند. اما می‌توان گفت که نسخهٔ نشر جمکران، نسخهٔ بهتری برای خرید کتاب حاضر است. چرا که این کتاب علاوه بر صفحه‌بندی و چاپ استاندارد، از تصویرگری جذابی در لا به لای متن کتاب استفاده کرده که باعث می‌شود جذابیت داستان رو به فزونی برود. تصویرساز این کتاب، امیر گلمحمدی بوده است. نسخهٔ نشر جمکران از کتاب سیاحت غرب، مشتمل بر ۱۲۹ صفحه از قطع وزیری است که در دو مجلد شومیز و زرکوب انتشار یافته است. ضمنا سیاحت غرب شامل بیان خاطرات آقانجفی قوچانی است و بنابراین می‌توانیم آن را در گونهٔ ادبی خودزندگی‌نامه‌نوشت قرار بدهیم. سیاحت غرب به آن‌چنان محبوبیتی در بین مخاطبان مذهبی دست یافته که علاوه بر پرفروش بودن در بازار نشر ایران، به زبان‌های دیگری اعم از عربی و انگلیسی هم ترجمه شده و جزو کتاب‌های جهانی ادبیات ایران به شمار می‌آید. همچنین در سال ۱۳۸۲ یک فیلم سینمایی بر پایهٔ این کتاب ساخته شده است.

خرید کتاب سیاحت غرب را به چه افرادی پیشنهاد می‌کنیم؟

اگر به دنبال این هستید که اطلاعات مذهبی خود را در باب مسائل بعد از مرگ، کمی به روز کنید و آن‌ها را بر بستر یک داستان واقعی که پیش از خودتان توسط یک عالم روحانی تجربه شده است، بسنجید، می‌توانیم مطالعهٔ کتاب سیاحت غرب را به شما توصیه کنیم.

موضوع کتاب سیاحت غرب

کتاب سیاحت غرب با یک جملهٔ جذاب آغاز می‌شود: «… و من مردم!» جمله‌ای که احتمالا یکی از بهترین مقدمه‌های داستانی جهان بوده باشد! این کتاب درمورد حوادثی است که آقانجفی قوچانی آن‌ها را در هنگام خواب دیده است. او مدعی بود که تمام حوادث دنیای پس از مرگ را در آن خواب تجربه کرده است؛ به این شکل که به دنیای برزخ رفته و اعمالش را دیده و سیری از معاد را دقیقا لمس کرده است. البته برخی از افراد صاحب‌نظر در حوزهٔ دینی، مانند شهید مرتضی مطهری و عبدالله فاطمی‌نیا، کتاب سیاحت غرب و ماجراهای آن را سیر روحی مرحوم قوچانی می‌دانستند.

آشنایی با محمد حسن نجفی قوچانی، نویسندهٔ کتاب

سید محمدحسن نجفی قوچانی مشهور به آقا نجفی قوچانی، یکی از عالمان دورهٔ معاصر اسلام است که بین سال‌های ۱۲۵۶ الی ۱۳۲۳ زندگی می‌کرد. او بیش از هر چیزی به خاطر همین کتاب به شهرت رسیده است؛ اما غیر از این کتاب هم زندگی پرفراز و فرودی را دارد که پر از نکته‌های جالب است. برای مثال او در سنی بسیار پایین، یعنی سی سالگی به مقام اجتهاد رسیده بود. لازم به ذکر است که آقا نجفی قوچانی از شاگردان آخوند خراسانی معروف و همچنین میرزا جهانگیر خان قشقایی به شمار می‌آید. کتاب‌های قوچانی توسط بسیاری از بزرگان، اعم از مقام معظم رهبری تایید و تحسین شده و آن‌ها مردم را به مطالعه‌اش تشویق نموده‌اند. قوچانی علاوه بر سیاحت غرب و نسخهٔ تکمیلی‌اش، سیاحت شرق، کتاب‌هایی همچون شرح دعای صباح، عذر بدتر از گناه، اثبات رجعت، سفری کوتاه به آبادی‌های قوچان، حیات الاسلام فی احوال آیه الملک العلام، حاشیه بر کفایه الاصول‎، سفر چهارم از اسفار اربعه و معاد خودمانی را به رشتهٔ تحریر درآورده است.

جملاتی از کتاب سیاحت غرب

زنگ حرکت زده شد، با ندای «حی علی خیر العمل؛ بشتابید به سوی بهترین عمل!» کوله‌پشتی‌ها را به پشت بستیم و رفتیم تا رسیدیم به دوراهی که راه آن ده‌کوره، به این متصل می‌شد و سیاهان چون دود سیاه از دور نمایان شدند. از موکل آنجا پرسید: ممکن است این سیاهان با ما نباشند؟ گفت: این‌ها صورت نفوس حیوانی شما هستند که دارای دو قوهٔ شهوت و غضب هستند، سیاه خالص، سیاه و سفید و سفید خالص و اسم‌هاشان نیز مختلف می‌شود: اماره، لوامه و مطمئنه! اگر سفید و مطمئنه شدند برای شما بسیار مفیدند و درجات عالیه را ادراک می‌کنید، بلکه گاهی سرور ملائکه می‌شوید و این در حقیقت نعمتی است که حق متعال به شما داده، ولی شما کفران کرده و آن را به صورت نقمت درآورده‌اید.
هادی گفت: من توشهٔ سفر تو را کم می‌بینم. باید چند جمعه اینجا معطل باشی، بلکه از دارالغرور دنیا چیزی برایت از دوستان برسد که پیغمبر فرموده‌اند در سفر هرچه زاد و توشه بیشتر باشد، بهتر است! من باید بروم برای تو از سلطان دنیا و دین، امیرالمونین اجازه و جواز عبور بگیرم، چنانچه در این هفته خبری نرسید، در شب جمعه پیش خانوادهٔ خودت برو، شاید به طلب رحمت و مغفرت از تو یادی کنند. هادی رفت و من به انتظار نشستم، ولی جایم خوب بود. اتاقی بود مفروش به فرش‌های رنگارنگ و منقش به نقش‌های زیبا تا اینکه شب جمعه رسید و خبری نیامد. طبق سفارش هادی به صورت پرنده‌ای به منزل رفتم و روی شاخهٔ درختی نشستم و به کردار و گفتار زن و اولاد و خویشان و آشنایان که جمع شده بودند و و به قول خودشان برای من خیرات می‌کردند و آش و پلو ساخته و روضه‌خوانی داشتند و فاتحه می‌خواندند، نظر داشتم…
… و من مردم. ناگهان دیدم ایستاده‌ام. و آن بیماری که داشتم، ندارم و تندرستم. خویشاوندان من در اطراف جنازه برای من گریه می‌کنند و دل من از گریهٔ آن‌ها آشوب است. به آن‌ها می‌گویم که من نمرده‌ام، حتی بیماری‌ام هم رفع شده است! هیچ‌کس به حرف من گوش نمی‌کرد. گویا من را نمی‌بینند و صدای من را نمی‌شنوند. فهمیدم که آن‌ها از من دورند اما من با نگاه آشنایی و دوستی به آن جنازه نگاه می‌کنم. به خصوص پارچهٔ کفن پهلوی چپ جسد که برهنه بود، چشم‌های خود را به آن‌جا دوخته بودم.
نام کامل کتاب سیاحت غرب
وزن ۲۰۰ گرم
شابک ۹۷۸۲۰۰۰۸۰۷۱۰۰
به این کالا امتیاز دهید