ماجراهای قورباغه و وزغ اثر آرنولد لوبل


کتاب ماجراهای قورباغه و وزغ
انتشارات امیرکبیر منتشر کرد:
قورباغه از جاده دوید و دوید تا رسید به خانهٔ وزغ.
در زد. کسی جواب نداد. قورباغه فریاد زد: «وزغ! وزغ! از خواب بلند شو! بهار شده.»
صدای یک نفر از توی خانه آمد که گفت: «هووم!»
قورباغه داد زد: «وزغ! وزغ! خورشید دراومده. برفها دارن آب میشن.» صدا دوباره گفت: «من خونه نیستم.»
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «ماجراهای قورباغه و وزغ» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «ماجراهای قورباغه و وزغ» ثبت میکند.
















