
انتشارات نصیرا منتشر کرد:
لاوین میخواهد، قسمتی از مسیر را پیاده برود. مردی را که دیشب پشت سرش بود، حالا دوباره میبیند. میخواهد بگوید؛ ئازا، نمیتواند. چون برای او حالا دیگر ئازا نیست. او برای لاوین شخص دیگری میشود. دیشب ئازا شخص دیگری بود و امروز صبح ئازا موهایش ریخته است. اما الان ئازا سری مثلثی دارد، با موهای چتری و کم پشت کمی لاقید و پرانرژی، ئازا به او پوزخندی میزند و او فکر میکند، این ئازا نیست. همین که این جمله را با خود میگوید، دیگر ئازا را نمیبیند او بوبک را میبیند و با خودش میگوید: «امکان ندارد! » بوبک، حرکتی میکند، سرش را پائین میاندازد و از کنار لاوین با یک تاکسی از زیر پل کریمخان رو به سنایی آرام میپیچد.
محصولات مشابه
مشخصات محصول
کد محصول:
208503
نویسنده:
ناشر:
قطع:
رقعی
تعداد صفحات:
212 صفحه
جلد:
شومیز
شابک:
9786226658669
مشخصات محصول
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)