انتشارات حدیث نینوا منتشر کرد:
در بیابانهای بیآب و علف و دور، گرگی زندگی میکرد. این گرگ همیشه گرسنه بود. چون در بیابان، غذای کافی پیدا نمیشد. او شنیده بود، زندگی در کنار روستا خوب است. آن جا گلههای زیادی وجود دارد. پس تصمیم گرفت به روستا برود. رفت و رفت تا به دشت سرسبزی رسید. چوپانی گلهاش را به دشت آورده بود. گوسفندان مشغول چرا بودند. او آرام به گله نزدیک شد.
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











