شربت شادی اثر ابوالفضل هادیمنش
انتشارات کمال اندیشه منتشر کرد:
وسط یک شهر بزرگ، با خانههای جور واجور و آدمهای خوب و بد، بازرگانی ثروتمند زندگی میکرد. بازرگان، تجارت میکرد. او سرزمینهای زیادی را دیده بود و از راه تجارت، ثروت زیادی به دست میآورد. بازرگان به هر سرزمینی میرفت سوغات میآورد. سالی از راه دریا به چین رفت و سود خوبی کرد. او از آن جا شربت شادی سوغات آورد. میگفتند هر کس از آن بخورد، غصههایش را فراموش میکند.





















