راهزن و پرستو اثر ابوالفضل هادیمنش
انتشارات کمال اندیشه منتشر کرد:
در روزگاران قدیم، در سرزمینی که آفتاب و سایهاش دلپذیر بود، شهری وجود داشت. مردم بدش، بد بودند و مردم خوبش، خوب. در گوشهای از این شهر، راهزنی زندگی میکرد. کار او دزدیدن اموال دیگران بود. او در راهها کمین میکرد و وقتی کسی رد میشد جلوی او را میگرفت و هر چه داشت میدزدید. گاهی هم شبانه به خانهٔ مردم میرفت و دزدی میکرد. او هیچ دوستی نداشت. چون هیچ کس نمیخواست با یک دزد دوست بشود.





















