شیر و شتر اثر ابوالفضل هادیمنش
انتشارات حدیث نینوا منتشر کرد:
پشت اقیانوس گرم جنوب، جنگلی سرسبز بود. این جنگل، سلطانی داشته سلطان جنگل، شیر قوی و بزرگی بوده این شیر با بقیهٔ شیرها فرق داشت شیر بسیار مهربان بود. او هرگز حیوانی را شکار نمیکرد. غذای او میوهها و سبزیهای جنگل بود. او حیوانات را دوست داشت و به آنها صدمهای نمیزد و به بقیهٔ درندگان جنگل نیز اجازه نمیداد به دیگر حیوانات حمله کنند. همهٔ درندگان این جنگل مثل خرسها، پلنگها، ببرها و گرگها گیاه خوار بودند. آنان به دستور شیر، حق شکار نداشتند. روزها با صلح و صفا میگذشت. روزی از روزها، شتری به جنگل آمد. او از دست صاحب بیرحم خود، فرار کرده بود. شتر، حیوان زحمت کشی بوده اما صاحبش او را میزد و از او بسیار کار میکشید.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «شیر و شتر» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «شیر و شتر» ثبت میکند.





















