حق نداری بهش فکر کنی اثر فرزانه عاری

عکس حق نداری بهش فکر کنی

کتاب حق نداری بهش فکر کنی

انتشارات:پیکان
نویسنده:فرزانه عاری

انتشارات پیکان منتشر کرد:
«اگه خدا به دل من نگاه کنه، بهترین اتفاقا برات می‌افته مبی. من فقط خوبیت رو می‌خوام، همین.»
اشک‌هایم را پاک کردم. «کاش بعد از امیر تو رو می‌شناختم مانی… کاش خدا این اتفاقا رو به طور دیگه می‌چید. کاش وقتی همدیگه رو می‌دیدیم که من اونقدر بچه نبودم.»
مانی نگران شد. پرسید: «امیر باهات خوبه؟ هوات رو داره؟»
«خوبه… خوبه ولی ارزشش رو نداشت. من اشتباه کردم، نباید با تو اون کار رو…»
«ولش کن مبینا… ولش کن.»
«فقط می‌خوام من رو فراموش کنی، با هستی خوشبخت باشی… می‌خوام تو هم مثل من از گذشته عبور کنی.»
چیزی نگفت. نگفت باشه. نگفت خیلی وقته فراموش کردم. نگفت هیچ وقت نمی‌تونم فراموشت کنم. هیچی نگفت. .

فرزانه عاری
فرزانه عاری