انسان در هولوسن پدیدار می‌شود اثر ماکس فریش

2 ناشر این کتاب را چاپ کرده‌اند

عکس انسان در هولوسن پدیدار می‌شود
عکس انسان در هولوسن پدیدار می‌شود

کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود

Der Mensch erscheint im Holozän

انتشارات:

نی

نویسنده:

ماکس فریش

نویسنده:

ماکس فریش

قیمت:

98,000

10٪

88,200

قیمت:

98,000

10٪

88,200

عکس انسان در هولوسن ظاهر می‌شود
عکس انسان در هولوسن ظاهر می‌شود

کتاب انسان در هولوسن ظاهر می‌شود

Der Mensch erscheint im Holozän

انتشارات:

ثالث

نویسنده:

ماکس فریش

نویسنده:

ماکس فریش

قیمت:

160,000

10٪

144,000

قیمت:

160,000

10٪

144,000

معرفی کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود

اگر فراموشی فقط از دست دادن خاطره‌ها نباشد و به ترس عمیق‌تری از مرگ و ناپدیدشدن مربوط شود، چه چیزی از انسان باقی می‌ماند؟ کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود نوشتهٔ ماکس فریش، رمانی فشرده و متفاوت دربارهٔ مردی سالخورده است که در انزوای خانه، با ذهنی رو‌به‌فروپاشی و جهانی رو‌به‌خاموشی مواجه می‌شود.

قهرمان داستان، گایزر، پیرمردی نزدیک به هفتاد ساله است که خود را از جهان جدا کرده و درگیر پیشروی بیماری فراموشی یا آلزایمر است. بارانی شدید خانه را برای او به پناهگاهی بسته تبدیل می‌کند؛ پناهگاهی که هم‌زمان می‌تواند نشانه‌ای از تنهایی، ترس و ناتوانی او در برقراری ارتباط با بیرون باشد.

درباره کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود

گایزر برای مقابله با فراموشی تصمیم می‌گیرد هرچه را ممکن است بنویسد و نوشته‌ها را به دیوارهای خانه بچسباند. این یادداشت‌ها قرار است حافظه‌ای بیرونی بسازند و جای آنچه را ذهن دیگر نمی‌تواند نگه دارد، پر کنند. بااین‌حال، تلاش او برای نظم دادن به جهان، به‌جای آنکه آرامش قطعی بیاورد، خواننده را با آشفتگی ذهن و شکنندگی ادراک روبه‌رو می‌کند.

ماکس فریش این روایت را با جمله‌های کوتاه، قطعه‌های پراکنده و تکنیک تکه‌چسبانی یا کلاژ پیش می‌برد. متن، به‌جای دنبال کردن روایتی خطی و طولانی، از تکه‌های زندگی، یادداشت‌ها، ارجاع‌ها و تصویرهایی شکل می‌گیرد که با سرعتی متراکم به ذهن خواننده وارد می‌شوند. همین ساختار، تجربهٔ خواندن را به بازسازی ذهن گایزر نزدیک می‌کند؛ ذهنی که می‌کوشد میان گذشته، حال و اطلاعات پراکنده پیوند برقرار کند.

باران، خانه، جنگل، کوله‌پشتی و نوشته‌های چسبیده به دیوار، تنها عناصر صحنه نیستند و در فضای نمادین رمان نقش پیدا می‌کنند. در آغاز داستان، گایزر پیش از شنیده شدن صدای کوتاه ناقوس، کوله‌پشتی‌اش را می‌بندد، کلاه و بارانی و چترش را برمی‌دارد و از خانه بیرون می‌رود. او در دهکده کسی را ندارد که از مقصدش بپرسد و خودش می‌داند چه می‌کند. این تصویر، از همان ابتدا حال‌وهوایی رازآلود و ناآرام به داستان می‌دهد.

عنوان کتاب نیز بخشی از همین بازی میان دانش، حافظه و خطاست: انسان در هولوسن پدیدار می‌شود. گایزر که ظاهراً پیشینه‌ای در زمین‌شناسی و باستان‌شناسی دارد، این جمله را بارها با خود تکرار می‌کند. هولوسن آخرین دورهٔ زمین‌شناختی است که تا امروز ادامه دارد، درحالی‌که شواهد پیدایش انسان به دورهٔ پارینه‌سنگی مربوط می‌شود. آیا ذهن گایزر اطلاعات را در فرایند فراموشی با یکدیگر ترکیب کرده و نتیجه‌ای نادرست ساخته است؟ یا این اشتباه، دریچه‌ای برای پرسش‌هایی بزرگ‌تر دربارهٔ انسان، تاریخ و شناخت است؟

رمان پاسخ‌های ساده‌ای برای این پرسش‌ها ارائه نمی‌دهد. خواننده باید میان قطعه‌های متن حرکت کند، نشانه‌ها را کنار هم بگذارد و دربارهٔ نسبت واقعیت و برداشت شخصی تصمیم بگیرد. ارجاع‌های گوناگون کتاب، لذت کشف را افزایش می‌دهند و اجازه می‌دهند هر تصویر، علاوه بر معنای ظاهری، با تنهایی و ترس وجودی گایزر نیز ارتباط پیدا کند. از این منظر، بیماری او فقط موضوعی پزشکی نیست؛ فراموشی به تجربه‌ای انسانی دربارهٔ از دست رفتن هویت، ترس از مرگ و تلاش برای باقی گذاشتن اثری از خود تبدیل می‌شود.

فضای اثر برای مخاطبانی که به ادبیات اگزیستانسیال علاقه دارند، یادآور پرسش‌هایی دربارهٔ معنای بودن و مواجههٔ انسان با پوچی است. این رمان چهرهٔ گایزر را از یک پیرمرد منزوی فراتر می‌برد و او را به تصویری از انسان غمگین و آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند. همچنین می‌توان کتاب را نمونه‌ای از گذار از مدرنیسم به پست‌مدرنیسم دانست؛ گذاری که در آن روایت منسجم جای خود را به تکه‌ها، ابهام و مشارکت فعال خواننده می‌دهد.

نویسنده کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود

ماکس فریش، نویسندهٔ سوئیسی، در این کتاب به‌جای ارائهٔ روایتی معمول از فراموشی، شکل روایت را با وضعیت ذهنی شخصیت اصلی هماهنگ می‌کند. جمله‌های فشرده، تکه‌های ناهمگون و ارجاع‌های پنهان، نشان می‌دهند که دغدغهٔ او فقط تعریف کردن داستان گایزر نیست؛ او می‌خواهد خواننده را در تجربهٔ دشوار مرتب کردن جهان از میان نشانه‌های پراکنده شریک کند.

این اثر تصویری جامع از جهان‌بینی فریش ارائه می‌دهد و یکی از مهم‌ترین نمونه‌های نگاه او به انسان، حافظه و مرگ به شمار می‌آید. فریش خود این رمان را بهترین اثری می‌دانست که در فعالیت هنری‌اش پدید آورده است. توجه او به ساختار، ابهام و پرسش‌های فلسفی باعث شده کتاب برای خواننده‌ای که ادبیات را فقط در سطح داستان دنبال نمی‌کند، لایه‌های بیشتری برای تأمل داشته باشد.

خرید کتاب انسان در هولوسن پدیدار می‌شود به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به رمان‌های کوتاه و فشرده با فضای روان‌شناختی علاقه دارید، انسان در هولوسن پدیدار می‌شود می‌تواند انتخابی مناسب باشد. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که می‌خواهند ذهن شخصیتی سالخورده را در لحظهٔ ازهم‌گسیختگی دنبال کنند و از روایت‌های خطی و توضیح‌های مستقیم فاصله بگیرند.

این اثر را به علاقه‌مندان ادبیات اگزیستانسیال، داستان‌های نمادین و رمان‌هایی دربارهٔ حافظه و هویت پیشنهاد می‌کنیم. در عین حال، باید انتظار متنی پرحادثه یا روایتی سرراست را نداشته باشید؛ تجربهٔ اصلی کتاب در کنار هم گذاشتن قطعه‌ها، کشف ارتباط ارجاع‌ها و فکر کردن به معنای اشتباه‌های گایزر شکل می‌گیرد.

اگر از آثاری لذت می‌برید که پس از پایان نیز پرسش‌هایشان در ذهن باقی می‌ماند، این رمان فرصت مناسبی برای خواندنی دقیق و تأمل‌برانگیز است. انسان در هولوسن پدیدار می‌شود دربارهٔ مردی است که می‌کوشد با نوشتن، چسباندن و به یاد آوردن، در برابر محو شدن مقاومت کند؛ مقاومتی که هم شخصی است و هم تصویری از تلاش عمومی انسان برای حفظ معنا در جهانی ناپایدار.

ماکس فریش
ماکس فریش

دیگر آثار این نویسنده

کنت ادرلند (آیاس)
کنت ادرلند
بیوگرافی: یک بازی
انسان در هولوسن پدیدار می‌شود
آندورا
هومو فابر (انسان ابزارساز)
برتولت برشت در قاب عکس‌ها و لابه‌لای کلمات
خشم شدید فیلیپ هوتس
اشتیلر
اظهارنامه‌ها