مردی که می‌خواست سلطان باشد اثر رودیارد کیپلینگ

2 ناشر این کتاب را چاپ کرده‌اند

عکس مردی که می‌خواست سلطان باشد
عکس مردی که می‌خواست سلطان باشد

کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد

قیمت:

150,000

10٪

135,000

قیمت:

150,000

10٪

135,000

عکس مردی که می‌خواست سلطان باشد (نیماژ)
عکس مردی که می‌خواست سلطان باشد (نیماژ)

کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد (نیماژ)

قیمت:

140,000

10٪

126,000

قیمت:

140,000

10٪

126,000

معرفی کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد

اگر جاه‌طلبی انسان را از مرزهای آشنا عبور دهد، تا کجا می‌تواند پیش برود؟ «مردی که می‌خواست سلطان باشد» داستان دو ماجراجوی انگلیسی است که در هند بریتانیایی تصمیم می‌گیرند زندگی معمولی و محدود خود را پشت سر بگذارند و در سرزمینی دورافتاده، خود را به‌عنوان پادشاه معرفی کنند. رودیارد کیپلینگ در این داستان، ماجرایی پرتنش و خیال‌انگیز را با پرسش‌هایی درباره قدرت، هویت و مرز میان ادعا و واقعیت همراه می‌کند.

این اثر خواننده را به فضای هند قرن نوزدهم و نواحی دورافتاده کافرستان می‌برد؛ جایی که دو ماجراجو برای رسیدن به سلطنت، نقشه‌ای جسورانه و خطرناک در سر دارند. داستان از همان ابتدا با ترکیب ماجراجویی، طنز تلخ و نگاه انتقادی به بلندپروازی انسانی، مخاطب را درگیر می‌کند.

درباره کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد

راوی داستان روزنامه‌نگاری هندی ـ بریتانیایی و خبرنگار روزنامه «ستاره شمالی» در هند قرن نوزدهم است. او در جریان سفرهایش با دو مرد انگلیسی به نام‌های دانیل دراووت و پیچی تولیور کارنهان آشنا می‌شود؛ دو ماجراجوی بداخلاق و بی‌قرار که برای رسیدن به خواسته‌های خود از مسیرهای معمول فاصله گرفته‌اند. راوی ابتدا در کاری کوچک به آن‌ها کمک می‌کند، اما پس از مدتی از تصمیم خود پشیمان می‌شود.

چند ماه بعد، این دو نفر به دفتر روزنامه راوی در لاهور بازمی‌گردند و نقشه‌ای شگفت‌انگیز را با او در میان می‌گذارند. از نگاه آنان، هند دیگر برای جاه‌طلبی‌هایشان به‌اندازه کافی بزرگ نیست؛ بنابراین قصد دارند راهی کافرستان شوند، سرزمینی دورافتاده در بخشی از افغانستان، و خود را پادشاه آنجا اعلام کنند. همین تصمیم، نقطه آغاز سفری است که در آن اعتمادبه‌نفس، فریب، خطر و میل به فرمانروایی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

داستان تنها شرح یک سفر پرماجرا برای تصاحب یک قلمرو نیست. دو قهرمان آن میان تصویری که از منشأ الهی و جایگاه برتر خود ساخته‌اند و نیازها، ضعف‌ها و خواسته‌های انسانی‌شان گرفتار می‌شوند. این شکاف، به‌تدریج ادعای آنان را با واقعیتی پیچیده روبه‌رو می‌کند و نشان می‌دهد قدرتی که بر تصور و نمایش بنا شده است، تا چه اندازه شکننده است.

کیپلینگ فضای داستان را با روایتی متمرکز بر مشاهده و گزارش راوی پیش می‌برد؛ ازاین‌رو ماجرا هم حال‌وهوای سفرنامه‌ای دارد و هم مانند روایتی پرکشش درباره دو مرد فرصت‌طلب و بلندپرواز عمل می‌کند. حضور راوی، فاصله‌ای میان خواننده و ماجرا ایجاد می‌کند و اجازه می‌دهد رفتار این دو ماجراجو از زاویه‌ای بیرونی دیده شود. در نتیجه، طنز و خطر در کنار هم حرکت می‌کنند و داستان به‌جای ستایش ساده قهرمانی، پیچیدگی ادعاهای انسانی را برجسته می‌سازد.

یکی از جذابیت‌های کتاب، برخورد میان رؤیای سلطنت و واقعیت نیازهای انسانی است. در آغاز، طرح دو شخصیت اصلی ممکن است نشانه‌ای از جسارت و اعتمادبه‌نفس به نظر برسد؛ بااین‌حال، هرچه ادعای آنان جدی‌تر می‌شود، پیامدهای آن نیز سنگین‌تر جلوه می‌کند. سرانجام، این کشمکش آنان را به سوی فاجعه‌ای می‌برد که معنای بلندپروازی و تصور قدرت را دوباره پیش چشم خواننده قرار می‌دهد.

«مردی که می‌خواست سلطان باشد» برای خوانندگانی ارزشمند است که در داستان‌های ماجراجویانه، تنها حادثه و سفر نمی‌جویند و به لایه‌های روان‌شناختی و اخلاقی شخصیت‌ها نیز توجه دارند. کتاب از یک‌سو وعده سفری غیرعادی و پرمخاطره را عملی می‌کند و از سوی دیگر، مخاطب را با این پرسش روبه‌رو می‌سازد که انسان برای رسیدن به قدرت، چه تصویری از خود می‌سازد و در چه نقطه‌ای این تصویر با حقیقت درگیر می‌شود.

نویسنده کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد

رودیارد کیپلینگ نویسنده این داستان است و در آن، جهان هند بریتانیایی و تجربه مواجهه با سرزمین‌های دوردست را به زمینه‌ای برای شکل‌گیری یک ماجرای سیاسی و انسانی تبدیل می‌کند. او به‌جای آنکه فقط بر مقصد دو ماجراجو تمرکز کند، مسیر تصمیم‌گیری آنان و تضاد میان ادعای برتری و آسیب‌پذیری انسانی را نیز دنبال می‌کند.

نگاه نویسنده به شخصیت‌های اصلی، ساده و یک‌بعدی نیست. دراووت و کارنهان هم‌زمان جاه‌طلب، بی‌پروا و گرفتار محدودیت‌های انسانی‌اند. همین ترکیب، داستان را از یک ماجرای صرفاً هیجان‌انگیز فراتر می‌برد و به آن حال‌وهوایی انتقادی می‌دهد. روایت کیپلینگ نشان می‌دهد که میل به فرمانروایی چگونه می‌تواند از یک نقشه جسورانه آغاز شود و در برخورد با واقعیت، چهره‌ای دیگر پیدا کند.

خرید کتاب مردی که می‌خواست سلطان باشد به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به داستان‌های ماجراجویانه با فضای تاریخی و جغرافیای دورافتاده علاقه دارید، این کتاب می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد. مسیر حرکت دو انگلیسی از هند به کافرستان، همراه با نقشه‌ای برای رسیدن به سلطنت، فضای داستان را برای دوستداران سفر، خطر و موقعیت‌های نامتعارف جذاب می‌کند. بااین‌حال، بهتر است انتظار روایتی را داشته باشید که ماجراجویی را با نگاه انتقادی به قدرت و جاه‌طلبی درهم می‌آمیزد.

این اثر همچنین به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که از داستان‌هایی درباره هویت، ادعای برتری و پیامدهای تصمیم‌های افراطی لذت می‌برند. اگر ترجیح می‌دهید شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی قرار بگیرند که باورهایشان را به چالش بکشد، کشمکش میان منشأ به‌ظاهر الهی و نیازهای انسانی در این داستان برایتان قابل‌توجه خواهد بود.

در نهایت، «مردی که می‌خواست سلطان باشد» برای کسانی مناسب است که می‌خواهند در کنار یک روایت پرکشش، درباره معنای قدرت و شکنندگی آن تأمل کنند. این کتاب را انتخاب کنید اگر داستانی می‌خواهید که از یک نقشه بلندپروازانه آغاز شود، در سرزمینی ناشناخته پیش برود و بدون ساده‌سازی، هزینه‌های انسانی جاه‌طلبی را به نمایش بگذارد.

رودیارد کیپلینگ
رودیارد کیپلینگ

دیگر آثار این نویسنده

کلاسیک‌های مدرن ۲۶ (آنها)
داستان‌های مدرن کلاسیک (جیبی) (آنها)
کتاب جنگل
دراکولا و سه داستان دیگر
مردی که می‌خواست سلطان باشد
ما یک خانهٔ آبی داریم
The Jungle Book