سرود رستاخیز اثر آرتور میلر
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند
کتاب سرود رستاخیز
معرفی کتاب سرود رستاخیز
اگر تصور کنیم ظهور دوباره مسیح در جهان امروز اتفاق بیفتد، چه کسی حق دارد این رخداد را به نمایش بگذارد و چه کسی از آن برای تحکیم قدرت خود استفاده میکند؟ این پرسش هسته نمایشنامه «سرود رستاخیز» است؛ اثری از آرتور میلر که ایمان، خشونت سیاسی و هیجان رسانهای را در قالب کمدی سیاه روبهروی هم قرار میدهد.
داستان در کشوری بینام در آمریکای لاتین میگذرد؛ جایی که ژنرال فلیکس باریوکس، دیکتاتور کشور، یک رهبر انقلابی مرموز را به اسارت گرفته است. درباره این اسیر گفته میشود که در روستاها معجزههایی انجام داده و حتی میتواند از دیوارها عبور کند. شایعه احتمال ظهور دوباره مسیح، سرنوشت او را به مسئلهای عمومی، سیاسی و رسانهای تبدیل میکند.
«سرود رستاخیز» در سال ۲۰۰۲ نوشته شد و بهعنوان ماقبل آخرین نمایشنامه آرتور میلر، جایگاهی متفاوت در دوره پایانی کار او دارد. میلر در این اثر از مسیر تراژدی اجتماعیسیاسی فاصله میگیرد و با طنزی گزنده، مخاطب را به خندهای تلخ وادار میکند؛ خندهای که خیلی زود به پرسش درباره اخلاق، مسئولیت و حقیقت تبدیل میشود.
درباره کتاب سرود رستاخیز
ژنرال باریوکس تصمیم میگیرد اسیر مرموز را مصلوب کند؛ اما این تصمیم بهجای آنکه صرفاً یک اقدام سیاسی یا مذهبی باشد، به یک رویداد تلویزیونی بزرگ بدل میشود. یک شرکت تلویزیونی آمریکایی حق انحصاری پخش اعدام را برای یک شبکه خریداری کرده و میخواهد از آن یک شوی بیستوچهارساعته بسازد. در نتیجه، مصلوبکردن یک انسان به محصولی رسانهای تبدیل میشود و مرز میان خشونت واقعی، سرگرمی و نمایش عمومی از میان میرود.
قدرت نمایشنامه در همین جابهجایی هولناک نهفته است: آنچه باید با مسئولیت اخلاقی و سیاسی سنجیده شود، در منطق تماشا، مخاطب و منفعت اقتصادی قرار میگیرد. آرتور میلر نشان میدهد رسانه چگونه میتواند واقعیت را به صحنهای برای هیجان جمعی تبدیل کند و چگونه تماشاگران نیز، با مشارکت یا سکوت خود، از چرخه خشونت جدا نیستند. از این منظر، اثر فقط درباره یک دیکتاتور یا یک شبکه تلویزیونی نیست؛ بلکه درباره مسئولیت هر فرد در برابر رویدادهای جهان نیز پرسش میکند.
شخصیتهای نمایشنامه وجوه گوناگون این بحران را نمایندگی میکنند. ژنرال باریوکس هم انسانی گرفتار تصمیمهای خود است و هم نمادی از تمامیتخواهی. هنری شولتز، پسرعموی او و فیلسوفی که به تاجری بیمیل تبدیل شده، میان مقاومت و همدستی سرگردان است. جینین شولتز، دختر هنری، در کشاکش عشق، انقلاب و تسلیم قرار دارد و به الگویی مذهبی نزدیک میشود.
در سوی دیگر، اسکیپ چیزبورو، تهیهکننده تلویزیونی، فرصتطلبی رسانهای را مجسم میکند و امیلی شاپیرو، کارگردان برنامه، با مسئله وجدان اخلاقی روبهرو میشود. استنلی، هیپی سرگشته، لایهای پوچگرایانه و طنزآمیز به فضای اثر اضافه میکند. کنار هم قرار گرفتن این شخصیتها، نمایش را به تمثیلی درباره ایمان، قدرت، منفعت و مسئولیت جمعی تبدیل میکند.
لحن اثر در عین هجوآلود بودن، کاملاً جدی است. کتاب از کمدی برای پنهانکردن مسئلههای دشوار استفاده نمیکند؛ بلکه طنز را به ابزاری برای آشکارکردن سقوط اخلاقی و سیاسی بدل میسازد. خواننده در برابر پرسشهایی قرار میگیرد که پاسخ سادهای ندارند: رسانه تا کجا میتواند حقیقت را به نمایش تبدیل کند؟ آیا ایمان در پیوند با قدرت به ابزار سرکوب بدل میشود؟ و جامعه در برابر خشونتی که به تماشا نشسته است چه مسئولیتی دارد؟
نمایش نخستینبار در ۹ اوت ۲۰۰۲ در تئاتر گاتری مینیاپولیس و با کارگردانی دیوید اسبیورنسون روی صحنه رفت. اجرای لندن در سال ۲۰۰۶ در سالن اولد ویک نیز با کارگردانی رابرت آلتمن و حمایت کوین اسپیسی شکل گرفت. واکنشها به اثر یکدست نبود، اما همین ویژگی جایگاه آن را بهعنوان تجربهای متفاوت در میراث متأخر میلر برجسته میکند؛ تجربهای که تغییر لحن نویسنده را نشان میدهد، بیآنکه دغدغههای او درباره عدالت و ساختارهای قدرت را کنار بگذارد.
نویسنده کتاب سرود رستاخیز
آرتور میلر در «سرود رستاخیز» همچنان به موضوعهایی میپردازد که در آثار اجتماعیسیاسی او اهمیت داشتهاند: عدالت، مسئولیت اجتماعی، قدرت و پیامد انتخابهای فردی. با این حال، این بار بهجای تکیه بر تراژدی کلاسیک، از طنزی تلخ، پارادوکسیکال و گاه پوچگرایانه بهره میگیرد. همین تغییر لحن، اثر را از نمایشنامههای شناختهشدهتر او مانند «مرگ فروشنده» و «همه پسران من» متمایز میکند.
نگاه میلر در این نمایشنامه، شخصیتها را فقط به قهرمان و ضدقهرمان تقسیم نمیکند. حتی کسانی که در برابر قدرت میایستند، ممکن است در موقعیتی دیگر با آن همراه شوند؛ همانطور که رسانه میتواند هم ابزار فرصتطلبی باشد و هم عرصهای برای بروز وجدان. این رویکرد، کتاب را به اثری چندلایه درباره انتخابهای اخلاقی و درهمتنیدگی رفتار انسانها تبدیل میکند.
خرید کتاب سرود رستاخیز به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به نمایشنامههای سیاسی، کمدی سیاه و آثار تمثیلی علاقه دارید، «سرود رستاخیز» میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که میخواهند رابطه میان ایمان و قدرت، تأثیر رسانه بر افکار عمومی و مسئولیت جامعه در برابر خشونت را در قالب داستانی نمایشی دنبال کنند.
اگر از آثار آرتور میلر مانند «مرگ فروشنده» و «همه پسران من» لذت بردهاید، در این نمایشنامه با دغدغههای آشنای او روبهرو میشوید؛ اما باید انتظار فضایی متفاوت، هجوآمیزتر و تلختر را داشته باشید. «سرود رستاخیز» بهدنبال ارائه پاسخهای آماده نیست. ارزش آن در این است که خواننده را میان خنده و اضطراب نگه میدارد و او را وامیدارد درباره نقش تماشاگر، مصرفکننده رسانه و شهروند در جهان امروز دوباره فکر کند.
این اثر همچنین برای علاقهمندان به نمایشنامههایی مناسب است که در آن شخصیتها نقشهایی فراتر از زندگی فردی خود پیدا میکنند و به نماد کشمکشهای اجتماعی بدل میشوند. در نهایت، اگر میخواهید متنی بخوانید که موضوعاتی چون استبداد سیاسی، رسانهزدگی، باور کورکورانه و سقوط اخلاقی را با زبانی نمایشی و طنزی ناآرام بررسی میکند، این نمایشنامه تجربهای تأملبرانگیز خواهد بود.

صدای طبقهٔ کارگران آمریکایی جنگ جهانی دوم هر بدی که داشت، باعث شد نمایشنامه نویس بزرگ آمریکایی به نام آرتور میلر، با شاهکارهای مختلف خود پا به عرصهٔ ادبیات بگذارد. او که چنین جنگ هولناکی را تجربه کرده بود، به خوبی میتوانست جو ناآرام سیاسی و اجتماعی را در آمریکا حس کند. ...





















