خانواده پاگندهها
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی خانواده پاگندهها
خانواده پاگندهها عنوان مجموعهای از داستانهای تصویری کودکانه است که با محوریت یک خانوادهی فیلها روایت میشود؛ خانوادهای که هم مثل همهی خانوادهها درگیر کارهای روزمره است و هم با اشتباههای بامزه و شیطنتهای بچهها، هر روز را به یک ماجرای خندهدار تبدیل میکند. نویسندهی این مجموعه جیل مورفی است و در ایران، ترجمهی مصطفی رحماندوست آن را انتشارات پنجره منتشر کرده است. نخستین داستان این مجموعه در سال ۱۹۸۶ منتشر شد و خیلی زود به یکی از نامهای محبوب در کتابهای تصویرمحور برای قصهگویی در خانه تبدیل شد.
طرح و داستان کلی مجموعهی خانواده پاگندهها
در هر جلد، روی یکی از موقعیتهای آشنا و خانوادگی تمرکز میشود: وقتی والدین میخواهند به یک آرامش کوتاه برسند، وقتی قرار است برنامهی شبانه یا کارهای خانه پیش برود، یا وقتی بچهها قرار است طبق خواستهی بزرگترها رفتار کنند. اما خانوادهی پاگندهها راه خودش را میرود! نتیجه، داستانهایی پر از حرکت، گفتوگوهای کودکانه و کشفهای کوچک است که فضای خانه را هم واقعی نشان میدهد و هم در عین حال پر از گرمای طنزآمیز میکند.
- راویِ دنیای واقعیِ خانهداری، همراه با شوخیهای بامزه و موقعیتهای روزمره
- تمرکز بر چهار فرزند خانواده و آدمهای دور و برشان در کنار مادر و پدر
- ساختار مناسب برای خواندن جمعی و تعریف دوبارهی قصهها در زمان خواب یا عصر
کتابهای مجموعهی خانواده پاگندهها
این سه جلد، بخشی از مسیر داستانی خانوادهی پاگندهها را از زاویهی موقعیتهای متفاوت نشان میدهند.
در یک شب آرام
داستان با شب تولد پدر فیلها آغاز میشود. مادر از بچهها میخواهد خیلی زود به رختخواب بروند تا پدر و مادر بتوانند شبی آرام را در کنار هم سپری کنند. وقتی پدر از سر کار میرسد، آنقدر خسته است که روی کاناپه دراز میکشد. بچهها از او میخواهند برایشان قصه بگوید؛ اما پدر در میانهی داستان به خواب میرود و مادر ادامهی قصه را برای بچهها تعریف میکند. در نهایت مادر هم به خواب میرود و بچهها مجبور میشوند خودشان به رختخواب بروند.
بابا پاگنده کارها را به عهده می گیرد
صبح که شروع میشود، حال مادر خوب به نظر نمیرسد. پدر پیشنهاد میکند مادر استراحت کند و خودش کارهای خانه را به عهده میگیرد. او با کمک بچه فیلها به تمیز کردن خانه میپردازد، سپس خانواده را به پارک میبرد و کارهای خرید را هم انجام میدهد. وقتی به خانه برمیگردند، پدر سراغ آماده کردن غذا میرود، اما ماجرا آنطور که باید پیش نمیرود و سوختن غذا هم به اتفاقهای آن روز اضافه میشود. با این حال، مادر در پایان حس بهتری پیدا میکند و بچهها از اتفاقهای روز با او صحبت میکنند.
لوک خانه تکانی می کند
در این جلد، وقتی شلوغی و بههمریختگی خانه از کنترل خارج میشود، تصمیم تازهای گرفته میشود و ماجرا رنگوبوی یک خانهتکانی جدی پیدا میکند. در جریان مرتب کردن خانه، همه چیز آنطور که انتظار میرود پیش نمیرود و حس «درست نیست» به خانه چنگ میزند. اما خانواده برای اینکه بخش بامزهی ماجرا فراموش نشود، بعضی چیزهای ارزشمند را پنهانی نگه داشتهاند تا دلخوشیِ بچهها از بین نرود. داستان به شکل سرگرمکننده نشان میدهد مرتب کردن خانه فقط به ظاهر ماجرا مربوط نیست و پشت هر تغییر، خاطرهها هم حضور دارند.