کاملیا
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی کاملیا
مجموعهی کاملیا داستانهای کوتاه کودکانه با شخصیت اصلی کاملیا است که در هر جلد، تجربهای تازه از دنیای خردسالان را پیش چشم میآورد. این مجموعه با محوریت موقعیتهای روزمره و نقش خانواده در شکلگیری رفتارهای کودکانه، از ایدههای ساده برای روایت ماجراهای سرگرمکننده استفاده میکند. نویسندهی این مجموعه «الین دوپتینی» است و ترجمهی فارسی آن را «آمنه امیرخانی» انجام داده است. انتشارات «نوشته» هم این کتابها را در قالب جلدهای خشتی برای کودکان منتشر کرده است.
طرح و داستان کلی مجموعهی کاملیا
در این مجموعه، کاملیا هر بار با یک خواسته یا برنامهی تازه روبهرو میشود؛ خواستهای که گاهی هیجانانگیز است و گاهی چالشهایی را هم همراه دارد. روایتها معمولاً نشان میدهند که خانواده چگونه به کودک کمک میکند تا هم احساساتش را مدیریت کند و هم یاد بگیرد در کنار بزرگترها، کارها را قدمبهقدم جلو ببرد. از تجربههایی مثل آشپزی و درستکردن یک خوراک ساده، تا روزی که کاملیا میخواهد مدتزمان تماشای تلویزیون را با شیوهای متفاوت سپری کند، یا ماجرای رفتن به پارک و روبهرو شدن با مسیرهای پرهیجان، همگی در همین فضای صمیمی کودکانه شکل میگیرند.
کتابهای مجموعهی کاملیا
در ادامه، سه جلد از مجموعهی کاملیا را معرفی میکنیم.
کتاب کاملیا کی به پارک می رویم
در این جلد، کاملیا میخواهد سرسرهی جدیدی را که در پارک نصب شده است ببیند. مادر تصمیم میگیرد آنها را به پارک ببرد و کاملیا را با پسرخالۀ کوچکش، «مارتین»، همراه میکند. کاملیا از اینکه مارتین هنوز آنقدر بزرگ نشده که از سرسره سوار شود دلشوره دارد، اما وقتی به پارک میرسند و بالا رفتن از پلهها آغاز میشود، پاهای کاملیا میلرزد. کاملیا میخواهد برگردد، با این حال راه برگشت به خاطر ایستادن بچههای زیاد پشت سر او و مارتین بسته میشود. درست در همین لحظه، مارتین یک فکر خوب پیدا میکند.
کاملیا: کاملیا آشپزی میکند
کاملیا این بار میخواهد آشپزی کند. پدر به او قول داده است که این کار را یاد بدهد، بنابراین آشپزی برای کاملیا فقط یک سرگرمی نیست و قرار است با راهنمایی بزرگترها پیش برود. در جریان ماجرا، تصمیم میگیرند چیزی درست کنند که هم جنبهی آموزشی دارد و هم با هیجان کودکانه همراه میشود؛ «مثلث». کاملیا کتاب آشپزی را میآورد و مثلث را به پدر نشان میدهد و بعد هر دو مشغول درست کردن «ساندویچ مثلثی» میشوند. کاملیا دوست دارد مراحل بیشتری را خودش انجام بدهد، اما هنوز با کارهایی مثل کار کردن با چاقو آشنا نیست؛ و همین تفاوت، مسیر یادگیری را جلو میبرد.
کاملیا: کاملیا میخواهد تلویزیون نگاه کند
در این جلد، کاملیا هر روز بعد از بیدار شدن، قبل از هر کاری تلویزیون را روشن میکند و ساعتها برنامههای آن را میبیند. خانواده که از تکرار این رفتار حسابی کلافه شدهاند، به دنبال یک راه چاره میروند. راهی که در داستان مطرح میشود، خرید یک «زمانسنج» است؛ وسیلهای که مادر میگوید مادربزرگ هم از آن برای فراموش نکردن شیرینیهایش استفاده میکرد. سپس این پرسش مهم شکل میگیرد که زمانسنج چگونه میتواند به کاملیا کمک کند زمانِ دیدن تلویزیون را کنترل کند و کمتر درگیر ادامهی برنامهها بماند. روایت، با تمرکز بر راهحل عملی خانواده، روند مدیریت رفتار کودکانه را دنبال میکند.