مجموعه شهر تنها باژ
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی مجموعه شهر تنها
مجموعهی مجموعه شهر تنها رمانی فانتزی و پرکشش است که با محوریت شخصیت «وایولت» ساخته میشود و در قالب ماجراهای پیدرپی، از رازهای پنهان یک ساختار قدرت در «شهر تنها» میگوید. نویسندهی این مجموعه ایمی یویینگ است و ترجمهی فارسی آن با قلم «سارا رجایی فر» منتشر شده؛ ناشر مجموعه هم «باژ» است.
طرح و داستان کلی مجموعهی مجموعه شهر تنها
داستان با قرار گرفتن وایولت در مسیرِ خدمت و آموزش آغاز میشود؛ او باید به شکل «جایگزین» برای خانوادههای ثروتمند عمل کند، اما ورودش به زندگیِ درخشان و آراسته، خیلی زود پرده از خشونتها، خیانتها و توطئههایی برمیدارد که پشت ظاهر فریبنده پنهان شدهاند. در همین میان، وایولت با کسانی روبهرو میشود که سرنوشت مشترک دارند و رابطههای پرتنش و انتخابهای دشوار، آرامآرام او را به سمت مقاومت میبرد.
در ادامه، ماجرا وارد مرحلهی تازهای میشود: شورش و کشمکش زیر سایهی قدرتِ «جواهر» شکل میگیرد و وایولت درمییابد که نیروها و توانمندیهای او فراتر از چیزی است که تصور میکرد. همچنین «هیزل»، خواهر او، در معرض خطر قرار میگیرد و وایولت باید میان حفظ جان، وفاداری به آدمهای مهم زندگیاش و ایستادن در برابر سیستم حاکم تصمیمهای سرنوشتساز بگیرد.
کتابهای مجموعهی مجموعه شهر تنها
این مجموعه در سه جلد با عناوین مشخص روایت میشود و هر جلد ادامهی همان کشمکش میان وایولت و ساختار قدرت است.
جواهر
در جلد اول، وایولت در محلهی مارش به دنیا آمده و بزرگ میشود و قرار است برای خانوادههای ثروتمند، در جایگاهی خاص به خدمت گرفته شود. او توسط «دوشس دریاچه» در یک مزایده خریداری میشود و همین تصمیم سرآغاز ورود وایولت به دنیایی پرزرقوبرق است؛ دنیایی که پشت نقاب آن، خشونتها، خیانتها و توطئهها جریان دارند. وایولت با وجود ناگواری حقیقت تازه، تلاش میکند زنده بماند و همزمان، با پسری روبهرو میشود که در استخدام دوشس است. رابطهی میان آنها پرسش تازهای دربارهی انتخاب وایولت میسازد: محافظهکاری یا سر به شورش گذاشتن.
رز سپید
در جلد دوم، وایولت در حال فرار است؛ او از دست دوشس دریاچه گریخته و میخواهد از سرنوشتی که برایش تعیین شده عبور کند. اما هیچجا از سایهی کشمکش دور نمیماند: شورشی که زیر سطح «جواهر» در حال شکل گرفتن است، حتی زمانی که وایولت میخواهد فقط جان سالم به در ببرد، رهایش نمیکند. وایولت همراه «اش» و متحدی تازه مسیر تازهای را کشف میکند و درمییابد توانمندیهایش، «آگریها»، بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که در تصورش میگنجید. در این میان، خطر به سمت خواهرش «هیزل» هم کشیده میشود و پرسشِ اصلی این است که وایولت تا چه اندازه توان ایستادن در برابر همان ساختار حاکم را دارد.
کلید سیاه
جلد سوم با فرار وایولت ادامه پیدا میکند؛ او از دوشس دریاچه دور شده، اما شورشِ پنهان زیر سطح جواهر، بار دیگر اجازه نمیدهد همه چیز را نادیده بگیرد. وایولت که میخواهد سهم خودش را در آنچه در حال رخ دادن است پیدا کند، با «اش» و متحدی جدید همراه میشود و کشف میکند آگریهایش میتوانند نقشی فراتر از انتظار داشته باشند. در همین زمان، «هیزل» نیز از سوی دوشس دریاچه دزدیده شده است. وایولت ناچار میشود برای نجات خواهرش و آیندهی شهر دست به تصمیمهایی جدی بزند؛ تصمیمهایی که تنها به انتخابهای شخصی محدود نمیماند و سرنوشت آدمهای اطراف او را هم درگیر میکند.