قصههای مزرعه قدیانی
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی قصههای مزرعه
مجموعهی قصههای مزرعه داستانهای کوتاهی است که در فضای یک مزرعهی سیب میگذرد و به زندگی خانوادهی کشاورز بوت(امیدوار) و بچههایشان، پوپی(پوپک) و سم(پویا)، رنگوبویی صمیمی میدهد. این مجموعه با روایتهای ساده و قابلفهم برای کودکان، آنها را با حالوهوای روستایی و حضور حیوانات اهلی و رفتوآمدهای روزمره آشنا میکند و در هر جلد، یک اتفاق کوچک به نقطهی شروع ماجرا تبدیل میشود. قصهها به قلم هیثر ایمری نوشته شده و حسین فتاحی ترجمهی فارسی آنها را انجام داده است.
طرح و داستان کلی مجموعهی قصههای مزرعه
در این سری، مزرعه فقط یک پسزمینه نیست؛ جایی است که هر روز با دیدن، تجربه کردن و حلوفصل کردن مسائل تازه جلو میرود. با تداوم حضور خانوادهی بوت(امیدوار)، کودک همزمان که جهان اطراف مزرعه را میشناسد، با رفتارهایی مثل کمک کردن، مشاهدهی دقیق و پیدا کردن راهحلهای ساده برای دردسرها همراه میشود. هر کتاب از مجموعه، روی یک ماجرای مشخص تمرکز دارد و به کمک لحن روان و ریتم داستانی مناسب گروه سنی پیشدبستانی تا سالهای اول و دوم، خواندنِ چند جلد پشت سر هم را خوشخوان میکند.
کتابهای مجموعهی قصههای مزرعه
این مجموعه در قالب جلدهای جداگانه منتشر میشود و هر جلد به یک قصهی مستقل در همان مزرعه میپردازد.
راز مترسک
در جلد «راز مترسک»، آقای بوت(پدر پوپی و سم) با کمک پوشال، یک مترسک برای مزرعه میسازد و لباسهای کهنه به آن میپوشاند. بچهها مترسک مزرعه را میبینند و با کنجکاویِ خود، سراغ ماجرا میروند؛ چون در کنار مترسکِ همسایه که آنطور که باید کار نمیکند، پرندهها به دانههای مزرعه نزدیک میشوند. پوشالی اما عملکرد متفاوتی دارد و همین تفاوت، پوپی(پوپک) و سم(پویا) را به فکر فرو میبرد که چرا گاهی تکان میخورد و پشت ماجرا چه چیزی است. از دل همین پرسش، قصهی تازهای شروع میشود.
آتش در انبار
در «آتش در انبار»، وقتی آقای تد(توانا) در حال آماده کردن کارهای مزرعه است، متوجه دودی میشود که از سمت انبار بالا میرود. پوپی(پوپک) و سم(پویا) بعد از باخبر کردن خانواده، ماجرا را جدیتر دنبال میکنند و ماجرا به حضور آتشنشانی میرسد؛ اما در ادامه روشن میشود که ماجرا به آن شکلی که در ابتدا تصور شده، پیش نرفته است. این قصه با محوریت مشاهدهی دقیق، خبر دادن به موقع و نقش کمک کردن در موقعیتهای حساس شکل میگیرد و در عین حال نشان میدهد چگونه یک سوءتفاهم کوچک میتواند همهی افراد را وارد یک اتفاق پرهیجان کند.
تراکتور ترمز بریده
جلد «تراکتور ترمز بریده» یک اتفاق پرشتاب را در مزرعه روایت میکند: زمانی که آقای تد(توانا) پشت تراکتور مشغول کار است، هنگام پایین رفتن از سرازیری، ترمز تراکتور درست عمل نمیکند و ماجرا به افتادن تراکتور در گودال آب میانجامد. پوپی(پوپک) و سم(پویا) به خانه برمیگردند و برای کمک، به سراغ آقای کالسکهران میروند؛ کسی که با اسب و تجهیزاتش به موقع میرسد تا کار ناتمام را جمع کند. در این داستان، همیاری و همکاری بین اعضای خانواده و افراد محلی، به شکل ملموس دیده میشود و سرگرمیِ ماجرا را از مسیر یک حادثهی ساده به سمت حل شدن پیش میبرد.