بینوایان افق
عناوین این مجموعه0 کالا
معرفی مجموعهی بینوایان
بینوایان روایت مشهور و پرقدرت ویکتور هوگو است که نشر افق آن را در قالب مجموعهای دو جلدی به فارسی برگردانده است. این داستان که نخستین بار در ۱۸۶۲ منتشر شد، با تمرکز بر رنجهای طبقات فرودست و برخورد بیرحمانهی قانون و جامعه، تصویری زنده از پاریسِ زمانه را پیش چشم میگذارد. فضای اصلی رمان، نبرد میان خیر و شر و پرسش دائمی از عدالت، بخشش و مسئولیت انسانی است؛ نبردی که در میان سرنوشت آدمهایی از دلِ شهر و از لابهلای بحرانهای اجتماعی اوج میگیرد.
طرح و داستان کلی مجموعهی بینوایان
در بطن بینوایان، ژان والژان مردی است که به اتهام دزدیدن تکهای نان به زندان میافتد و مسیر زندگیاش زیر سایهی تعقیب بیوقفهی بازرس ژاور قرار میگیرد. در همین حال، ماجراها از زندگی و گرفتاریهای فانتین و نیز نقشآفرینی تناردیه هم عبور میکنند تا نشان دهند چگونه فقر میتواند آدمها را به حاشیه براند و قانون را در برابر انسان قرار دهد. این خط داستانی در خلال خیزش سال ۱۸۳۲ میلادی در پاریس شکل میگیرد و به درگیریهای اجتماعی و عاطفی گره میخورد؛ تا جایی که سرنوشتها در کنار هم میچرخند و مخاطب، همزمان شاهد کشمکشهای اخلاقی و تقابلهای انسانی میشود.
کتابهای مجموعهی بینوایان
این مجموعه دو جلدی، داستان را از گامهای آغازین زندگی ژان والژان تا ادامهی درگیریهای اجتماعی و دلبستگیهای تازه دنبال میکند.
کتاب بینوایان – جلد 1
جلد نخست بینوایان به معرفی شخصیتهای اصلی و نقطهی شروع درگیریهای بزرگ داستان میپردازد؛ جایی که ژان والژان به اتهام دزدیدن تکهای نان، سر از زندان درمیآورد و از همان آغاز زیر نظر بازرس ژاور قرار میگیرد. همزمان، روایت از رنجهای برخاسته از فقر عبور میکند و سرنوشت فانتین را در مرکز توجه قرار میدهد؛ در کنار آن، نقش تناردیه نیز به شکل پررنگی وارد ماجرا میشود. این جلد با تکیه بر نگاه اجتماعی و انسانی، نشان میدهد چگونه قانون و قضاوت میتواند زندگی را دگرگون کند و چرا بخشش و اخلاق، در برابر سختیهای روزگار معنا پیدا میکنند.
کتاب بینوایان – جلد 2
جلد دوم، داستان را در ادامهی مسیر گذشته پیش میبرد و در کانون خود به ماریوس، دانشجوی انقلابی و درگیریهای او میپردازد. روایت نشان میدهد مشکلات ماریوس زمانی پررنگتر میشود که او با کوزت روبهرو میگردد و دلبستگی و کشش عاطفی تازهای در زندگیاش شکل میگیرد. این بخش از داستان، همزمان از فضای خیزش سال ۱۸۳۲ و تنشهای اجتماعی آن دوران اثر میگیرد و به مخاطب یادآوری میکند که سرنوشت افراد، از اجتماع جدا نیست. نتیجه، ادامهی همان تقابل همیشگیِ خیر و شر است؛ تقابلی که این بار رنگ و جهت عاطفیتری هم پیدا میکند.