عکس قیدار
عکس قیدار
3.7
از 3 نظر

کتاب قیدار

انتشارات:

افق

قیمت:

275,000

10٪

247,500

تومانءء

قیمت:

275,000

10٪

247,500

تومانءء

معرفی کتاب قیدار

رمان یا داستان بلند یکی از سرگرمی‌ها و لذت‌های بخش قابل‌توجهی از کتاب‌خوانان به‌شمار می‌رود و این افراد در این زمینه علاقه دارند تا در دنیای رمان‌ها پرسه بزنند و به دنیای داستان‌های ایرانی و غیرایرانی سرک بکشند. رمان‌خواندن می‌تواند ما را با جهانی از شخصیت‌های گوناگون و رویدادهایی که بر آنها می‌گذرد آشنا سازد و چشمان و گاه دل ما را در جاده‌ی زندگی‌شان همراه خود کند. در ایران رمان‌نوشتن بیش از صدسال پیشینه دارد و در این مدت نسبتا طولانی، ده‌ها نویسنده پا به عرصه گذاشتند و آثاری از خود منتشر نمودند. یکی از این نویسندگان رضا امیرخانی است که خالق کتاب قیدار به‌شمار می‌رود. کتاب قیدار با کوشش نشر افق به بازار راه یافته است.

درباره رضا امیرخانی نویسنده کتاب قیدار

رضا امیرخانی، نویسنده و منتقد ادبی ایرانی است که در سال ۱۳۵۲ چشم به جهان گشود. او دانش‌اموخته‌ی رشته‌ی مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است و در زمینه‌ی نویسندگی نیز اولین کتابش را در سال ۱۳۷۴ راهی بازار کرد. امیرخانی علاوه‌بر داستان‌نویسی به نگارش سفرنامه نیز پرداخته است که نمونه‌ی آن کتاب «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ» است که سفر او به کره شکالی را شرح می‌دهد. برخی از آثار رضا امیرخانی عبارت هستند از: «مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت» و «نفحات نفت».

درباره کتاب قیدار

کتاب قیدار رمانی از رضا امیرخانی به‌شمار می‌رود و از ۱۹۴ صفحه برخوردار است. این کتاب به سال‌های \یش از انقلاب باز می‌گردد و داستان جوانی لوطی‌منش و پهلوان‌مسلک به‌نام قیدار را به‌تصویر می‌کشد. قیدار مردم‌دوست است و تا آنجایی که می‌تواند دست دیگران را می‌گیرد و کمک‌شان می‌کند و از خرج اندوخته و ثروت خود در این مسیر ابایی ندارد. او همچنین شخصیتی قهرمان‌گونه دارد و از بدی‌ها و ناجوان‌مردی‌ها بیزار است و می‌خواهد با آنها مبارزه کند. در یکی از روزها قیدار همراه با نامزد خود که شهلا نام دارد عازم سفری برای کسب اجازه‌ی ازدواج از پدر شهلا می‌شوند اما در مسیر تصادف می‌کنند و به مقصد نمی‌رسند. قیدار پس از این حادثه با رویدادهایی روبه‌رو می‌شود که در زندگی‌اش تغییراتی ایجاد می‌کند. در کتاب قیدار رنگ‌بوی دین و مذهب پررنگ است و سخن از «سید گلپا» به‌میان می‌آید که قیدار مرید و دنباله‌روی او محسوب می‌شود.

جملات کتاب قیدار

«هیچ‌کدام در ایت دو ماهه بیکار نبوده است. صفدر به‌یاد می‌آورد که کاسه‌کوزه‌دار یک تهران را از سر بساط قمارخانه جمع کرده بود کف گاراژ که بساط راه بیاندازد، بلکه آقا را از لاک خودش دربیاورند. کاسه‌کوزه‌دار، بساط ورق راه انداخته بود و دسته پاوری بیرون کشیده بود. از ترس قیدارخان، چیزی هم وسط نگذاشته بودند و بازی سر سلامتی بود. ورق‌ها بر خورد و اول هم به احترام، قیدارخان، چند برگی بیرون کشیده بود.»

«سفره‌ی قیدار که جای نان و پنیر نیست. باید هم کباب داشته باشد دیگر؛ به همان قیاس که سفره‌ی قیدار باید کباب داشته باشد، سفره‌ی اخوند نباید کباب داشته باشد! کباب به سفره‌ی آخوند نمی‌خورد... خود کباب ایراد ندارد، لاکن بوی کباب از خانه‌ی آخوند ایراد دارد، برادرجان!»

«من همیشه به تصمیم اول، احترام می‌گذارم. تصمیم اولی که به ذهنت می‌زند، با همه‌ی جان گرفته می‌شود. تصمیم دوم، با عقل، و تصمیم سوم با ترس... از تصمیم اول که رد شدی، باقی‌اش مزه‌ای ندارد... بگذار وعظ کنم برای تکه‌ی تنم. من به این وعظ مثل کلام خود خدا اعتقاد دارم. فقط به یک چیز در عالم موعظه‌ات می‌کنم، تصمیم اول را که گرفتی، باید بلند شوی و بروی زیر یک خمش را بگیری.. تنها یا با دیگران توفیر نمی‌کند.»

«از آدم بی‌خطا می‌ترسم، از آدم دو خطا دوری می‌کنم، اما پای آدم تک خطا می‌ایستم.»

«آدمی که یک‌بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن‌تر است از آدمی که تا به‌خال پاش نلغزیده.»

نظرات کاربران(2)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۳.۷

3.7
از 3 امتیاز
5
4
3
2
1

مرتب سازی براساس:

ناشناس

3 سال پیش

سلام پیشنهاد می‌کنم راجع به بیماری نادر [SMA] تحقیق کنید. هم برای پیشگیری از به دنیا آمدن نوزاد مبتلا؛ هم اگر خواستید برای کمک به درمان و هزینه‌های نگهداری کودکان مبتلا به آن؛ و هم برای حمایت و کمک رسانه‌ای به آن‌ها. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید نام بیماری را در اینستاگرام یا گوگل سرچ نمایید.
0
کتابچی

4 سال پیش

قیدار نام فردی آزاده و جوان‌مردی که در دهه پنجاه پیش از انقلاب زندگی می‌کند. مردی میان‌سال که گاراژدار بزرگیست و افراد زیادی او را بخاطر دست به خیر بودن و روحیه‌ای که در کمک کردن به بقیه دارد می‍شناسند. او از هیچ کمکی برای افراد فقیر دریغ نمی‌کند و شخصیتی لوطی‌صفت دارد. نقطه عطف داستان جاییست که قیدار به همراه نامزدش شهلا، که از او خیلی جوان‌تر است برای مسافرت راهی اصفهان می‌شود تا در قبرستان تخته فولاد و بر سر قبر پدر شهلا برای ازدواج با او کسب اجازه کند اما در میان مسیر تصادف می‌کند و این اتفاق موجب تحول عظیمی در زندگی او و همچنین داستان می‌شود. او به بینش جدیدی دست پیدا می‌کند و میان انتخاب دو مسیر میماند. او باید یا زندگی بالاشهری و ویلا و گاراژ، را انتخاب کند و یا زورخانه و لوطی‌گری و عرفان اسلامی. او میان سنت و مدرنیته سرگردان است. قیدار نماد ارزش‌هاییست که دیگر وجود ندارند و نویسنده در پی زنده کردن آن است. کتاب «قیدار» اثر رضا امیرخانی است که در سال ۱۳۹۱ شمسی، با همکاری نشر افق به چاپ رسیده. تبحر نویسندگی امیرخانی و تکنیک‌های داستان‌نویسی‌اش بر کسانی که کتاب‌هایش را مطالعه کرده‌اند آشکار است. امیرخانی در مورد کتاب می‌گوید قیدار در حقیقت برداشتی آزاد از جهان پهلوان تختی است.
0

پرسش و پاسخ (0)