صحبت نابجا اثر زینب علیزاده لوشابی
انتشارات اعتلای وطن منتشر کرد:
یکی از همین روزا که لاکی داشت از علفهای برکه میخورد مرغابیها توی برکه فرود اومدن. نوک طلا به لاکی گفت: «سلام دوست من! ما امروز اومدیم تا ازت خداحافظی کنیم؛ چون فصل زمستون نزدیکه و آب این برکه هم داره سرد میشه؛ ما نمیتونیم توی آب سرد شنا کنیم، باید کوچ کنیم و به یه جای بهتر بریم.»











