حال و روز خانواده ابراین اثر لیزا جنووا


کتاب حال و روز خانواده ابراین
معرفی کتاب حال و روز خانواده ابراین
گاهی یک تشخیص پزشکی فقط زندگی یک نفر را تغییر نمیدهد؛ بلکه آینده یک خانواده را نیز در برابر پرسشی دشوار قرار میدهد. حال و روز خانواده ابراین نوشته لیزا جنوا، داستان جو ابراین است؛ مردی که هم افسر پلیسی نمونه، هم همسری فداکار و هم پدری مسئول برای چهار فرزند خود است. اما نشانههایی که ابتدا شبیه پیامدهای فشار کاری به نظر میرسند، بهتدریج چهرهای جدیتر پیدا میکنند و زندگی خانواده را وارد مرحلهای تازه میسازند.
جو چهلوسهساله در منطقه ایرلندی و کاتولیکنشین چارلستون در ایالت ماساچوست زندگی میکند. اختلال در فکر و خلقوخو، حرکات عجیب و غیرارادی و بدترشدن تدریجی علائم، او را سرانجام نزد متخصص مغز و اعصاب میکشاند؛ جایی که با نام بیماری هانتینگتون روبهرو میشود. از این لحظه، خانواده ابراین فقط با بیماری یک پدر مواجه نیست، بلکه باید با پیامدهای عاطفی، خانوادگی و آیندهنگر این تشخیص نیز کنار بیاید.
درباره کتاب حال و روز خانواده ابراین
محور اصلی کتاب، زندگی خانوادهای است که ناگهان با بیماری هانتینگتون روبهرو میشود؛ بیماریای نوروژنیک و کشنده که درمانی ندارد. شدت گرفتن علائم جو، انجام وظایف روزمره و شغلی او را دشوارتر میکند و سرانجام حتی نشان پلیسیاش را نیز از دست میدهد. با این حال، او تلاش میکند امید و اراده خود را حفظ کند؛ تلاشی که دشواری ایستادگی در برابر بیماری و اهمیت حفظ کرامت انسانی را در مرکز روایت قرار میدهد.
این تشخیص فقط به جو مربوط نیست. هر یک از فرزندان او پنجاه درصد احتمال ابتلا به بیماری را دارند و همین احتمال، آینده آنان را به مسئلهای همیشگی تبدیل میکند. کیتی، دختر بیستویکساله جو، با دیدن نشانههای بیماری پدرش، آینده احتمالی خود را در او میبیند. او و خواهر و برادرهایش ناچارند با تردیدی سنگین زندگی کنند: آیا باید تا پایان عمر در انتظار و نگرانی بمانند یا با شجاعت با سرنوشت احتمالی خود روبهرو شوند؟
لیزا جنوا در این داستان، بیماری را از زاویه تجربه فردی و خانوادگی دنبال میکند. روایت، تغییر تدریجی وضعیت جو را در کنار نگرانیهای کیتی و دیگر اعضای خانواده پیش میبرد و نشان میدهد که یک بیماری ارثی چگونه میتواند تعریف افراد از آینده، انتخاب و مسئولیت را دگرگون کند. در واقع، کتاب تنها درباره علائم هانتینگتون نیست؛ درباره رابطه میان پدر و فرزندان، پیوندهای خانوادگی، ترس از آینده و کوشش برای ادامهدادن زندگی در شرایطی نامطمئن است.
فضای کتاب همزمان تلخ و انسانی است. از یک سو، خواننده با بیماریای روبهرو میشود که بهتدریج تواناییهای جو را محدود میکند؛ از سوی دیگر، خانوادهای را میبیند که در میان عشق، نگرانی و تردید، تلاش میکند از هم گسسته نشود. ارزش خواندن این اثر در همین نگاه نزدیک به بحران است: بحران نه بهعنوان حادثهای دور، بلکه بهعنوان تجربهای که تصمیمهای امروز را با آیندهای نامعلوم پیوند میزند.
نویسنده کتاب حال و روز خانواده ابراین
لیزا جنوا در حال و روز خانواده ابراین، داستانی خانوادگی و عاطفی را بر پایه مواجهه با بیماری هانتینگتون شکل میدهد. تمرکز او بر زندگی جو، ترسها و انتخابهای کیتی و واکنش اعضای خانواده است. نویسنده بهجای محدودکردن روایت به تشخیص پزشکی، تأثیر بیماری را بر هویت فردی، رابطههای خانوادگی و تصور شخصیتها از آینده دنبال میکند. به همین دلیل، حضور بیماری در کتاب با دغدغههایی مانند امید، اراده، عشق خانوادگی و شجاعت برای روبهروشدن با واقعیت همراه میشود.
رویکرد جنوا، خواننده را همزمان با وضعیت جو و تردیدهای فرزندانش همراه میکند. از یک طرف، مسیر دشوار مردی را میبینیم که تلاش دارد جایگاه خود را در خانواده و جامعه حفظ کند؛ از طرف دیگر، با کیتی و خواهر و برادرهایش روبهرو هستیم که باید درباره آیندهای تصمیم بگیرند که هنوز از آن مطمئن نیستند. این دو سوی روایت، تصویر کتاب را از یک داستان بیماری فراتر میبرد و آن را به مطالعهای درباره انتخاب و زندگی در سایه احتمال تبدیل میکند.
خرید کتاب حال و روز خانواده ابراین به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به داستانهای خانوادگی با فضای عاطفی و روانشناختی علاقه دارید، حال و روز خانواده ابراین میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این کتاب برای خوانندگانی پیشنهاد میشود که میخواهند درباره تأثیر بیماری بر فرد و خانواده، دشواری تصمیمگیری در شرایط نامطمئن و معنای امید در روزهای سخت بخوانند.
این اثر همچنین برای کسانی مناسب است که به داستانهایی درباره رابطه والدین و فرزندان، بیماریهای ارثی و ترس از آینده توجه دارند. انتظار شما از این کتاب باید روایتی جدی و انسانی باشد؛ روایتی که در آن تشخیص بیماری هانتینگتون، خانواده ابراین را با پرسشهایی درباره آزمایش، احتمال ابتلا، مسئولیت و شجاعت روبهرو میکند. اگر دوست دارید داستانی بخوانید که هم مسیر دشوار یک پدر بیمار را دنبال کند و هم نگرانی فرزندانش درباره سرنوشت احتمالی خود را نشان دهد، این کتاب میتواند شما را با تجربهای تأملبرانگیز همراه کند.

لیزا جنووا نویسنده و متخصص اعصاب چهل و هشت سالهٔ آمریکاییست که در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده است. او در سال ۲۰۰۷ با هزینهٔ شخصی خودش رمان اولش «آلیس آرام» را به چاپ رساند. این کتاب، داستان یک استاد زن در دانشگاه هاروارد است که به مراحل اولیهٔ بیماری آلزایمر دچار شده است....
لیزا جنووا نویسنده و متخصص اعصاب چهل و هشت سالهٔ آمریکاییست که در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده است. او در سال ۲۰۰۷ با هزینهٔ شخصی خودش رمان اولش «آلیس آرام» را به چاپ رساند. این کتاب، داستان یک استاد زن در دانشگاه هاروارد است که به مراحل اولیهٔ بیماری آلزایمر دچار شده است....
دیگر آثار این نویسنده















