عکس داستان‌های ساعت هفت
عکس داستان‌های ساعت هفت

کتاب داستان‌های ساعت هفت

انتشارات:

قدیانی

انتشارات قدیانی منتشر کرد:

روزی روزگاری پری کوچولویی به اسم اسکیپی برای خرید به دهکده میرفت. او همان طور که تاتی تاتی کنان می‌رفت بند کفشش باز شد و از پایش درآمد اسکیپی ایستاد و گفت‌ای وای حالا مجبورم بند کفش دیگری بخرم ولی لازم نبود این کار را بکند چون وقتی دوباره به راه افتاد سر راهش بند کفشی را دید. البته کفش‌های اسکیپی قرمز بود و بند کفش سبز ولی مهم نبود همین که نمی‌گذاشت کفش از پایش در بیاید کافی بود.

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)