


دراکولا
| مترجم: سیدعلیرضا شاهری
صدای معاصر
ناموجود
دراکولا یک رمان ترسناک گوتیک از برام استوکر است که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد. به عنوان یک رمان نامهای، داستان از طریق یادداشتهای روزانه نقل میشود. با اینکه داستان قهرمان مشخصی ندارد، ولی ماجرا با مشاور حقوقی یعنی جاناتان هارکر آغاز میشود. این وکیل جوان عازم سفری به ترانسیلوانیا میشود تا راجع به نحوهٔ خرید خانه در لندن، به کنت دراکولا توضیحاتی ارائه دهد. هارکر پس از کشف خونآشام بودن دراکولا از قلعه فرار میکند و کنت به انگلستان نقل مکان میکند و شهر ساحلی ویتبی را آزار میدهد. گروه کوچکی موسوم به خدمهٔ نور، به رهبری آبراهام ون هلسینگ، سعی در کشتن او را دارند. دراکولا در دههٔ ۱۸۹۰ نوشته شده است. استوکر بیش از صد صفحه یادداشت برای رمان تهیه کرد که به طور گستردهای از فرهنگ و تاریخ کهن گرفته شده است. برخی از محققان اظهار داشتند که شخصیت دراکولا از شخصیتهای تاریخی مانند شاهزاده والاچی ولاد فاضل یا کنتس الیزابت باتوری الهام گرفته شده است، اما اختلاف نظر گستردهای وجود دارد. در یادداشتهای استوکر هیچ یک از این دو رقم ذکر نشده است. ژانر این رمان بارها توسط محققین ادبی مورد بحث قرار گرفته است. بسیاری از منتقدان دراکولا را به عنوان قطعهای از داستانهای گوتیک قلمداد میکنند، در حالی که دیگران معتقدند که این یک رمان ترسناک است که با عناصر گوتیک ساخته و پرداخته شده است. محققان به طور منظم دربارهٔ این رمان ویکتوریایی بحث میکنند، به ویژه در مورد نمایش نقشهای جنسیتی و نژادی. دراکولا به عنوان یکی از برجستهترین آثار ادبی انگلیسی شناخته میشود. بسیاری از شخصیتهای کتاب به عنوان نسخههای کهنالگوی شخصیتهای خود وارد فرهنگ عامه شدهاند. به عنوان مثال کنت دراکولا به عنوان خونآشام اصلی و ون هلسینگ به عنوان یک شکارچی خونآشام نمادین به تصویر کشیده میشود. این رمان عامهپسند بیش از ۳۰ بار برای فیلم اقتباس شده است و شخصیتهای آن همچنان در رسانههای مختلف ظاهر میشوند.
برام استوکر؛ خالق رمان دراکولا
برام استوکر نویسندهٔ ایرلندی است که در سال ۱۸۴۷ به دنیا آمد. او معمولاً در ژانر وحشت، رازآلود و ترسناک مهارت داشته و رمانهایی با این منظور نوشته است. اما هیچکدام از این آثار به پای شاهکار ادبیاش یعنی دراکولا نمیرسند. از سایر آثار او میتوان به بانوی کفن، راز دریا، دوشیزه بتی، خواهر هفت ستاره، لیدی آدلین، مهمان دراکولا و… اشاره کرد.
خلاصهای از داستان دراکولا
جاناتان هارکر، یک وکیل انگلیسی جوان است که قصد دارد از کنت دراکولا در کوههای کارپات دیدن کند و به او در خرید خانهای در نزدیکی لندن کمک کند. اما اهالی منطقه به او بارها هشدار میدهند که به آن عمارت نرود و خودش را به دردسر نیندازد. اما گوش این مرد جوان بدهکار نیست. او به قلعه رفته و گرفتار خونآشامی ترسناک میشود.
درست پیش از آنکه بروم، بانوی کهنسال آمد طبقهٔ بالا به اتاق من و ترسیده و عصبی گفت: «لازم است بروید؟ آه! آقای جوان، لازم است بروید؟ » حالتی چنان هیجانزده داشت که به نظر میرسید آن مقدار آلمانیای که بلد بود از یادش رفته و آن را با زبانی دیگر میآمیخت که من بههیچوجه نمیشناختم. تنها با پرسشهای بیشمار مفهوم حرفهایش را فهمیدم. وقتی به او گفتم که باید فوری بروم و قرار شغلی مهمی دارم، دوباره پرسید: «میدانید امروز چه روزی است؟ روز قبل از روز سنتجرج است. مگر نمیدانید که امشب همزمان با صدای زنگ نیمهشب، شرارتهای جهان سلطهٔ کامل پیدا خواهند کرد؟ »
کنت دراکولا، صاحب این عمارت است و به هارکر توصیه میکند که در عمارت او، بیهوده نچرخد. اما هارکر با نادیده گرفتن هشدار کنت، در قلعه سرگردان میشود و با سه زن خونآشام روبرو میشود. هارکر در رختخواب بیدار میشود. اندکی بعد، دراکولا قلعه را ترک کرد و او را به زنان واگذار میکند. هارکر از قلعه فرار میکند و در نهایت در یک بیمارستان بوداپست هذیانگویان به هوش میآید. در ادامه، او در شکار این خونآشام ترسناک و پلید درگیر میشود و اتفاقات هیجانانگیز مختلفی در داستان، رخ میدهد. این کتاب در حال حاضر با ترجمهٔ محمود گودرزی و نشر برج در وبسایت کتابچی، موجود است.
مشخصات محصول
کد محصول:
191396
نویسنده:
مترجم:
ناشر:
وزن:
558 گرم
قطع:
وزیری
تعداد صفحات:
468 صفحه
جلد:
سلفون
شابک:
9786227280043
مشخصات محصول
نظرات کاربران(1)
مرتب سازی براساس:
۲.۷
مرتب سازی براساس:
3 سال پیش
پرسش و پاسخ (0)