
نوار قلب جامعه، در دست دکتروف
همیشه آثار هنری، بهخصوص رمانهایی با درونمایهٔ سیاسی-اجتماعی، مخاطبان بیشتری را مجذوب میکنند، چون پیام این کتابها دغدغهای مشترک و جهانشمول است. رمان «رگتایم» یکی از برترین آثاری است که در ژانر «تخیلی-تاریخی» نوشته شده و هنر و ریزبینی «دکتروف» نویسندهٔ کتاب، این رمان را از بسیاری آثاری که در همژانر خودش است، مستثنا میکند. او شخصیتهای حقیقی و تخیلی را باهم ترکیب میکند، اتفاقات را به صلاحدید خود تغییر میدهد و همهٔ اینها فقط در راستای درک بیشتر مخاطب است و با امید به اینکه روزی این اتفاقات مثبت برای جامعهٔ ضعیف رخ بدهد. این رمان روزگار مردمی را شرح میدهد که یکیدوتا نیستند؛ میلیونها انسان از کشورهای آفریقایی و اروپایی و آمریکای جنوبی، که از آتش جنگهای جهانی اول به این کشور پناه بردهاند. در مقابل، قلم نویسنده در نقد نژادپرستیهای دولت و مردم آمریکا، با پنبه میبُرد؛ درست مثل عنوان کتاب. «رگتایم» سبکی از موسیقی است که مهاجرانِ به آمریکا، با تلفیق موسیقیهای سنتی این کشور، در اوایل قرن بیستم ساخته بودند و با انتخاب این عنوان، نویسنده رویکردی دوپهلو را اتخاذ کرده است. «رگ» در فرهنگ آمریکایی به معنی «ژندهپوش» است و کلمهٔ «تایم» در کنار ترجمهٔ «زمان»، معنای ضمنی «ریتم» را هم در خود دارد. بخش ابتدایی این نوع موزیک، که ریتم و ترکیب سازها در آن نامرتب است رفتهرفته به آهنگی بدل میشود که سازهای ناکوک از آن حذف میشود و هارمونی نواهای باقیمانده، زیبایی موسیقی را برای شنونده رو میکند. در رمان «رگتایم» هم نویسنده از مخاطب میخواهد که صبور باشد و حتی برای یکیدو فصل کوتاه هم که شده، ملغمهای که او برای نمایش زندگی مهاجران در داستانش ساخته است را تجربه کند؛ تا به بخشهایی برسد که این درهمتنیدگیها به آن منتهی میشود.
این کتاب در سال ۱۹۷۵ میلادی در آمریکا انتشار یافت و در ایران با برگردان روان نجف دریابندری در سال ۱۳۶۱، توسط انتشارات خوارزمی چاپ شد.
یکپارچگی سازهای مخالف
داستان از سال ۱۹۰۰ شروع میشود و با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ پایان میپذیرد. روایتها از چند مسیر متفاوت پا میگیرد و هر شخصیت بهقدر تاثیر خود در وقایع داستان، صاحب بخشی از آن است. داستان کتاب در آمریکا رخ میدهد؛ زمان و مکانی که مردم و دولت جامعه را سه بخش میبیند: مردم، بخش کوچکتری بهنام مهاجرین و بخشی کوچکتر از آن یعنی سیاهپوستها. فقر از مولفههای اصلی فضاهای داستان است و همین المان، جنس اتفاقات غیرواقعی را به حقیقت نزدیک میکند. «کولهوس واکر» از مهاجرین آفریقایی است و «تاته» فعال اجتماعی یهودی؛ این دو بهنمایندگی از میلیونها مهاجر و البته شخصیتهای جانبی، دست به اقداماتی میزنند که درست مثل نظام موسیقاییِ «رگتایم» درجایی به یکدیگر منتهی و باهم ترکیب میشوند. نویسنده فکر همهجا را کرده و بار دیگر برای یکپارچگیِ ترکیبی که از خیال و تاریخ حقیقی ساخته، شخصیتهای واقعی را وارد کار میکند. «هنری فورد» مخترع و کارخانهدار اتوموبیل، «زیگموند فروید» پدر روانشناسی نوین، «هری هودینی» شعبدهباز مشهور آمریکایی و شخصیتهای مشهور دیگری از این دستهاند؛ که بیشک از هر کارکتر، کارکردی بهتناسب داستان گرفته شده است. «دکتروف» تمام هنر خود را در این رمان برای فریاد بیصدای مظلومان و فقرای آمریکا، به نمایندگی از عدالتخواهی جهانی، جمع و پیادهسازی کرده است. همانطور که خودش هم اشاره میکند، او نظم و آشفتگی را درهم تنیده تا مخاطب را شریک رنجهای مردم مهاجر کند و چهبسا با تکمیل کتاب، در برابر سکوت خود احساس مسئولیت هم بکند. همانطور که اشاره شد، «رگتایم» اقتباسی است از یک سبک موسیقی؛ نظام شکلگیری داستان و کنشهای کارکترها، همه با نظم و ریزبینی در راستای تشکیل یک سیستم جامع و وانمودی کامل از حقایق شنیدهنشدهٔ جامعه است. اما مقصد نویسنده رفتن است؛ پایانِ آرمانی را یک اصل میداند اما در این راه از هیچچیز چشم نمیپوشد. از خانواده و ریشهٔ بزههای اجتماعی میگوید و با طرح دغدغهٔ آزادی، نمیگذارد خواننده بین انبوهی از اطلاعات کتاب به حاشیه برود. او از خلال هیاهویی که اینهمه ساز مخالف و ناکوک، در ابتدای رگتایم، ذهن مخاطب را در بر میگیرد، آنهایی را انتخاب میکند که هارمونی را تکمیل میکنند و حسّ و پیام را به سمع و بصر شنونده و خواننده میرساند: رویای عدالت و آزادی. رویایی که نوید رسیدن به آن را در لایههای پنهان به مخاطب تیزبین میدهد.
از جنس قشر ضعیف
ادگار الن دکتروف در سال ۱۹۳۱ میلادی در شهر برانکس، ایالت نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش از شدت علاقه به ادگار آلنپو آمریکایی شاعر و مبدع داستانهای کارآگاهی، این نام را برایش انتخاب کردند. «دکتروف» در سالهای تحصیل در دبیرستان، نوشتن را در مجلهٔ ادبی مدرسه آغاز کرد و اولین متنهایش در همین مجله چاپ شد. سپس به دانشکدهٔ فلسفه در ایالت اوهایو رفت و پس از اتمام دورهٔ تحصیلیاش، به مدت یک سال در دانشگاه کلمبیا، رشتهٔ «نمایش انگلیسی» را دنبال کرد. «ادگارِ» جوان در سالهای پایانی جنگ به ارتش کشورش پیوست و بین سالهای ۴۵-۱۹۴۴، در آلمانِ تحت اشغال نیروهای متفقین خدمت کرد.
پس از بازگشت از جنگ در یک شرکت فیلمسازی در شهر نیویورک، به عنوان ویراستار و ارزشیاب فیلمنامه مشغول شد و تا سالها به همین شغل پرداخت. تحت تاثیر فیلمنامههای اکثراً وسترنی که میخواند، اولین رمان خود «به عصر سختیها خوش آمدید» را در همان فضاهای وسترن، در سال ۱۹۶۰ نوشت و منتشر کرد.
از سال ۱۹۶۹ نویسندگی را بهطور تماموقت ادامه داد و دو سال بعد، رمانی را به نام «دنیل»، در شرح فجایع هستهای و پیامد آزمایشهای این حوزه، چاپ کرد. «رگتایم» سومین رمان او و جزو صد رمان برتر کتابخانهٔ مدرن است. با رمان «بیلی باتگیت» دو جایزهٔ «پولیتزر» و «بن فالکنر» را از آن خود کرد.
«شهر خدا»، «مغز اندرو»، «هومر و لنگلی» از دیگر آثار بلند داستانی او است و دو مجموعهٔ داستان کوتاه و یک نمایشنامه نیز از «دکتروف» به جا مانده است. والدینش از مهاجرین یهودی روس بودند. «دکتروف» در سال ۲۰۱۵، در اثر سرطان ریه از دنیا رفت اما آثار جاودانهاش، از جمله رمان «رگتایم» هرگز از بین نمیروند.
مشخصات محصول
کد محصول:
163438
نویسنده:
مترجم:
ناشر:
قطع:
رقعی
تعداد صفحات:
280 صفحه
جلد:
شومیز
شابک:
9789644870736
مشخصات محصول
نظرات کاربران(1)
مرتب سازی براساس:
۴.۰
مرتب سازی براساس:
3 سال پیش
پرسش و پاسخ (0)