
قیمت:
95,000
10٪
85,500
تومانءء
قیمت:
95,000
10٪
85,500
تومانءء


قلعه حیوانات
4
علمی و فرهنگی
49,500 تومانءء


قلعه حیوانات
3
جاجرمی
99,000 تومانءء


Animal Farm
5
جنگل
88,000 تومانءء
ادبیات داستانی همیشه در بخشهای مختلفی خودش را به اقشار مختلف جوامع نشان داده است. از دیرباز آثار ادبی در قالبهای مختلفی مثل نمایشها و داستانهای شفاهی وجود داشتهاند که عموماً نویسندهٔ خاصی برای آنها تعریف نمیشد و روال کار به اینگونه بود که طی دههها و قرنها، این داستانها در حافظهٔ جمعی مردم رسوب میکردند و هر انسانی که داستانی را میشنید و به نظرش ناقص میآمد یا نیاز به تغییر داشت، حق این را داشت که داستان را به شکلی که خودش میخواست ویرایش کند؛ البته که مثل همیشه تاریخ و جامعه آن را قضاوت میکرد. این داستانها معمولاً ساختاری نمادین داشتهاند و برای همین، اگر مثلاً یک خدای یونانی تا یک قرن قبل پرستیده میشد و یک اسطوره بود، ممکن بود با ظهور دین و مذهبی جدید، این شخصیت به طور کلی از داستان حذف شود و یا تغییراتی در آن اعمال شود. داستانهای نمادین تا همین امروز که ما در دنیای مدرن با میلیونها کتاب روبهرو هستیم، همیشه نقشی پررنگ داشتهاند. حالا در دنیای مدرن، اگر به دنبال وارثان این قصهها بگردیم، یکی از فرزندان خلف ادبیات داستانی نمادگرا کتاب «قلعهٔ حیوانات» است. جورج اورول را همه از شاهکار مشهور و جهانیاش «۱۹۸۴» میشناسیم؛ کتابی که حقیقت و تلخ و گزنده را روی کاغذ میآورد و بیشتر از هر چیز از اجتماع دلخور است. بله؛ قلعهٔ حیوانات هم دربارهٔ همین است. اورول با نگاهی که به جامعهٔ جهانی دارد، بیشتر از کوبیدن یک حکومت خودکامه و جنایتهای آن، با خود جوامع وارد جنگ میشود. قلعهٔ حیوانات دو هفته قبل از اتمام جنگ جهانی و فروپاشی اتحاد آلمان نازی با ایتالیا و ژاپن نوشته شد. عنوان اصلی کتاب به انگلیسی «مزرعهٔ حیوانات» است و به وضوح، مثل بسیاری از شاهکارهای ادبی و سینمایی در تمام تاریخ، این هم یک اثر سفارشیست؛ اما شاهنامه هم سفارشی بود! قلعهٔ حیوانات در تمام دنیا بیش از ۴۰ میلیون نسخه فروش داشته و در ایران، با ترجمهٔ «امیر امیرشاهی» و با همکاری انتشارات «جامی»، به اسم قلعهٔ حیوانات شناخته شد.
موضوع و خلاصه داستان قلعه حیوانات
جورج اورول عاشق نسبت گرفتن و تبدیل جزئیات به کلیّات است! یعنی چی؟ یعنی داستانهای او، خصوصاً دو شاهکار اصلیاش ۱۹۸۴ و قلعهٔ حیوانات، نمادپردازی دقیق و موشکافانهای دارد که سعی میکند هیچچیز را از قلم نیندازد. داستان قلعهٔ حیوانات استعارهای جامع از یک اجتماع است که علیه زور و استبداد بیگانهای شورش میکنند و برای پس گرفتن حق خودشان، به یک خودی اعتماد میکنند. این «خودی» یک نفر است درست مثل خود آنها. یک شهروند عادی که بدون هیچ پیشزمینهٔ تجربی از اینکه قدرت چه حسی دارد، و بدون هیچ آگاهی نسبت به خطراتی که در هر جایگاه کمین انسان را میکشد، به رأس قدرت میرسد. همهٔ ما فکر میکنیم کسی که به قدرت رسیده و به یک ابردیکتاتور تبدیل شده، یک شیطان بزرگ بوده که مقدر شده تا زمین را به خاک و خون بکشد و بعد از خودش نسلهای زیادی را به عقب براند. اما حقیقت ماجرا اینجاست که قدرت یک وضعیت است و هر انسانی در یک وضعیت با همان چالش روبهروست؛ اینجاست که فقط نیروی انتخاب و اراده میتواند جلوی بدیها را بگیرد، و البته به همان اندازه میتواند بدیها را پخش کند. قلعهٔ حیوانات توسط یک انسان اداره میشود؛ آقای جونز که فقط از حیوانات کار میکشد، آنها را سلاخی میکند و هیچ راه فراری از دست آن نیست. حیوانها به تحریک «میجِر پیر» علیه او شورش میکنند و خوکها، که هوش بالاتر از بقیهٔ حیوانات دارند، به قدرت میرسند. اسنوبال خوک سفیدیست که با شخصیت انقلابیاش در این کودتا نقش مهمی دارد و برنامههایش برای رفاه و پیشرفت مزرعه امیدوارکننده است؛ اما با توطئهٔ رأس دیگر انقلاب، یعنی شخصیت «ناپلئون»، در افکار عمومی تخریب و از مزرعه بیرون میشود. از اینجا جامعه از خودی ضربه میخورد و فلج میشود، خوکهای اثرگذار و سازنده یکییکی حذف میشوند و به دست سگهای جلاد سپرده میشود، و ناپلئون که طی سالها قانون اساسی را با جنایتهایش مثله کرده، حالا مردم خودش را به بردگی میگیرد و با همان انسانهایی که علیهشان شورش کرده، به معامله مینشیند. برای آشنایی بیشتر با فضای کتاب و سبک نوشتار داستان، میتوانید خلاصه مفصلتری از این کتاب را در این لینک در مجلهٔ کتابچی مطالعه نمایید.
نمادپردازی و بیان استعاری در قلعهٔ حیوانات
همانطور که گفتیم جورج اورول قلعهٔ حیوانات را نوشت تا بتواند از یک مزرعهٔ کوچک که در مجموع کمتر از ده حیوان، نقش شخصیتهای اصلی آن را ایفا میکنند، آسیبشناسی و روایتی دقیق از جامعهای واقعی را ارائه دهد؛ روسیهٔ قرن بیستم. روایت این داستان را وقتی با تاریخ روسیه مطابقت بدهیم، ابتدای آن با سقوط امپراتوری تزارها همخوانی دارد. نیکلای دوم که ۲۳ سال بر روسیه حکومت کرد، آخرین پادشاه این سلسله بود. او توان ادارهٔ کشور را نداشت و مردم، به واسطهٔ شوری که از فلسفهٔ مارکس برخاسته بود، علیه این پادشاه به رهبری لنین قیام کردند. اما ماجرا از جایی تلخ شد که تمام آرمانخواهی و ایدئالگرایی این انقلاب، به دست دیکتاتوری به نام جوزف استالین افتاد و تمام کشور سلاخی شد. شخصیتهایی که اورول از تاریخ واقعی الهام گرفته از این قرارند.
مِیجر پیر
اولین کسی که در داستان مردم را به یاد ارزشهای انسانی میاندازد و از آنها میخواهد برای بازپسگیری جامعه و حقوق شهروندی و طبیعی خود قیام کنند، میجر پیر است. میجر نمادی از ایدئولوژی کمونیسم است و در حقیقت نقش متفکران پشت این مکتب فکری را ایفا میکند؛ یعنی کارل مارکس، دیلادیمیر لنین و فردریک انگلس. در این داستان تمام خوکها در ابتدا مثل میجر به فکر احقاق حقوق هستند، اما با به قدرت رسیدن آنها، ماجرا از بنیان دچار تحولی فاجعهآفرین میشود.
اسنوبال
شخصیتی انقلابی و آرمانخواه که به در جبههای مردمی، تلاش میکند تا مزرعه را از چنگ آقای جونز دربیاورد. اسنوبال یک خوک سفید است که در گیرودار انقلاب مزرعه، ایدههای سازندهای برای پیشرفت و رفاه حیوانات در نظر دارد، اما با به قدرت رسیدن ناپلئون و پاپوش دوختن او برای اسنوبال، میدان قدرت تنها برای یک نفر خالی میشود و آن اسنوبال است. در این داستان اسنوبال نمادی از «لئون تروتسکی» است؛ شخصیتی متفکر، انقلابی و دلسوز که جبههٔ مخالف استالین میجنگید و توسط خود او نیز سرکوب و اعدام شد.
ناپلئون
دیکتاتور اصلی داستا که نقش جوزف استالین را در دنیای داستانی ایفا میکند. او کسیست که در ابتدا خودش را خدمتگذار مردم معرفی میکند و از ابزارهایی مثل دین، قانون، علم و اخلاقیات سوءاستفاده میکند تا بتواند تسلّط کاملی به تمام ابعاد زندگی حیوانات پیدا کند. او پس از اینکه تمام رقبا را از دور خارج میکند، یکبهیک تمام مرزهای قانونی و اخلاقی را که بین حیوانات ارزش محسوب میشود، میشکند و برای احاطهٔ بیشتر به مزرعه، با همان انسانهایی که در قانون اساسی دشمن شمرده میشوند همکاری میکند. قانون اساسی در ابتدا شامل هفت بند، تمثیلی از هفت فرمان است:
- هر چیزی که روی دوپا راه برود دشمن است.
- هر چیزی که روی چهار پا راه برود، یا بال داشته باشد، دوست است.
- هیچ حیوانی نباید لباس بپوشد.
- هیچ حیوانی نباید در تخت بخوابد.
- هیچ حیوانی نباید الکل بنوشد.
- هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد.
- همهٔ حیوانات باهم برابرند.
اما با اوجگیری ناپلئون و تبدیل شدن او از یک حیوان اهلی به درندهای خونخوار، فقط یک بند قانون باقی میماند که آن هم به مضحکترین شکل ممکن دگرگون میشود:
همهٔ حیوانات باهم برابرند، اما بعضی از آنها از دیگران برابرترند!
باکسر
یک اسب بارکش که نمادی از طبقهٔ کارگر است؛ نمادی از صبر بیش از حد، تحمل و خوردن فریادها. باکسر استعاره از قشریست که تا هرکجا که لازم باشد زیر بار زور میرود، اما جسارت اینکه برای آزادی خود، جانش را به خطر بیندازد، ندارد. سرنوشت باکسر برخلاف وعدهٔ بیمهٔ درمانی خوکها، در زمان از کار افتادگیاش به کسی میافتد که کارش سلاخی اسبها و فروش گوشت آنهاست.
موزس
کلاغ سیاه پیری که در داستان نمادی از کلیسای ارتودکس است؛ نهادی که استالین پس از به قدرت رسیدن، آن را به طور گسترده در دستهای از اولویتهای فرهنگیاش قرار داد تا با وعدهٔ بهشت، مردم را قانع به تحمل سختیها کند. در قلعهٔ حیوانات، سرزمین شیر و عسل همان بهشتیست که قرار است حیوانات را خام کند تا بیشتر به حکومت بیگاری بدهند.
بنجامین
الاغ پیری که نه در جریان انقلاب، نه قبل و نه بعد از آن حضوری داشت. او نمادی از بیخیالیست. نماد جامعهٔ روشنفکر روسیهٔ کمونیستی، اما تنبلتر و بیکارکرد. بنجامین همیشه مشغول کار خودش است، به دیگران میخندد و میگوید که الاغها زیاد عمر میکنند. او نمادی از افراد داناییست که بیش از حد خوشبین هستند؛ همانطور که در داستان میخوانیم، هیچچیز روی بنجامین تأثیر ندارد تا اینکه مرگ باکسر، او را از خواب بیدار میکند.
گوسفندان
و در آخر، نمادی از مردم دنبالهرو شوروری و هرجایی از این کرهٔ خاکی. آدمهایی که انگار کمترین شناختی از خودشان ندارند و حتی نمیخواهند ذرهای به تصمیم خودشان عمل کنند؛ حتی اگر شده به اشتباه. اورول این داستان را با نگاهی به جامعهٔ شوروی کمونیستی نوشته اما با قرار دادن نکاتی مثل هفت فرمان، میتوانیم آن را سرنوشت کلّی جامعهٔ بشری درنظر بگیریم.
جملاتی از کتاب مزرعهٔ حیوانات
- همهٔ حیوانها برابرند، اما بعضی از حیوانها از بقیه برابرترند!
- دوازده صدا با خشم درحال فریاد زدن بودند، همگی مثل هم… حیوانات از خوک به انسان نگاه کردند، و از انسان به خوک، و دوباره از خوک به انسان؛ اما دیگر تشخیص اینکه کدام، کدام است، غیرممکن بود.
- چهارپا خوب است، دوپا بد.
- در زمانهٔ نیرنگ جهانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلابیست.
- انسان برای منفعت هیچ موجودی به جز خودش خدمت نمیکند.
- همیشه حق با ناپلئون است.
- انسان تنها موجودیست که بدون تولید مصرف میکند. انسان شیر نمیدهد، تخم نمیگذارد، برای کشیدن گاوآهن زیادی ضعیف است، او نمیتواند به اندازهای تند بدود که خرگوشها را بگیرد. با این حال او ارباب تمام حیوانات است. انسان حیوانات را به کار میگیرد، به اندازهای که از گرسنگی نمیرند به آنها برمیگرداند، و باقی را برای خودش نگه میدارد.
- تنها انسان خوب، انسان مرده است.
- بسیاری از آنها اعتراض میکردند، اگر میتوانستند استدلالهای درستی پیدا کنند.
- بیایید با این حقیقت روبهرو شویم: زندگیهای ما دشوار، کوتاه و سرشار از بیچارگیست.
- نمیتوانی این را درک کنی که آزادی چیزی مهمتر از چندتا روبان است؟
- همهٔ انسانها دشمناند و همهٔ حیوانات شریک (رفیق کمونیستی) هستند.
مشخصات محصول
کد محصول:
5921
مترجم:
ناشر:
وزن:
156 گرم
قطع:
رقعی
تعداد صفحات:
128 صفحه
جلد:
شومیز
ژانر:
شابک:
9789645620545
مشخصات محصول
نظرات کاربران(3)
مرتب سازی براساس:
۴.۹
مرتب سازی براساس:
2 سال پیش
2 سال پیش
3 سال پیش
پرسش و پاسخ (0)