
قیمت:
220,000
10٪
198,000
تومانءء
قیمت:
220,000
10٪
198,000
تومانءء
«من، شماره سه» دومین کتاب داستانی «عطیه عطارزاده» است که در سال ۱۳۹۹ منتشر شد. این کتاب دربارهٔ پسریست که در آسایشگاه بزرگ شده، نمیتواند حرف بزند و توانایی خواندن و نوشتن نیز ندارد؛ فقط نقاشی میکشد و هر چیزی که در داستان میخوانیم افکار اوست. عطیه عطارزاده در اولین تجربهٔ داستاننویسی خود، یعنی کتاب «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» با خلق داستانی که برای خوانندگان فارسیزبان تازگی داشت و محبوبیت زیادی را با خود به همراه آورد، توانست اولین جای پای خود را در ادبیات تثبیت کند. حالا دومین کتاب او در همان مسیر قدم میگذارد و قصد دارد خواننده را به جهانی از همان جنس، اما با سر و شکلی متفاوت ببرد. در کتاب اول او ما همانطور که با یک شخصیت زن مواجهیم، فضای فکری زنانهای را نیز تجربه میکنیم. در آن کتاب شخصیت نابیناست و واقعیت عینی برایش تعریف نشده، پس از تاریکیهای واقعی به جهان ذهنی خود فرار میکند. اما در کتاب «من، شماره سه» بهعکس، شخصیت پسریست که میبیند اما توانایی حرف زدن ندارد. دنیایی که عطیه عطارزاده خلق میکند آنقدر سیاه و ناامید است که فرار از آن ممکن نیست و تنها راهی که انسانها برای زندگی دارند، سپردن همهچیز به دستهای جنون است. زبان روایت این داستان اول شخص است و بیشتر حجم کتاب، از ترکیب ذهن شخصیت و تجربیات بیرونیاش تشکیل میشود. در این کتاب ۲۰۰ صفحهای ما با جملاتی کوتاه، لحنی خشن و زبانی منحصربهفرد روبهرو هستیم که در دههٔ ۱۳۵۰ میگذرد؛ زمانی که کشور در تشویش است و مفهوم انقلاب، در راستای بینظمی درونی شخصیت بهکار گرفته شده است. از همان جایی که کتاب آغاز میشود، ما میفهمیم که زبان روایت داستان، زبانی شاعرانه است. کتاب «من، شماره سه» توسط نشر چشمه به چاپ و انتشار رسید. برای آشنایی بیشتر و خرید اینترنتی کتاب، با ما در ادامه مطلب همراه باشید.
موضوع داستان کتاب من، شماره سه
«شماره سه» نام پسریست که در یک آسایشگاه روانی زندگی میکند و از کودکی هر تجربهای را که از دنیای بیرون داشته، از فضای همین آسایشگاه کسب کرده است. او نه میتواند با کسی حرف بزند و نه هیچ دوستی دارد. در تمام زندگیاش فقط یک دوست داشته و آن کاغذ و قلمش بوده و نقاشیهایی که میکشیده است. در بخش ابتدایی کتاب که روایتی نامنظم دارد، ما در زمان نامعلومی و از زبان یک راوی نامشخص جملههایی را خطاب به شخص اول داستان میخوانیم. در این قسمت پسر از اسایشگاه روانی خارج میشود و به دنیای بیرون پا میگذارد؛ دنیایی که بیاندازه برایش غریب است و اتفاقاتی هم که در حال وقوع است، بر حیرت «شماره سه» میافزاید. پس از این بخش کوتاه، راوی ما را به پنج سال قبل، به روال عادی زندگی او و همبندیهایش در آسایشگاه برمیگرداند. از این بخش کل داستان کتاب روایتیست از ۵ سال آخر زندگی شماره سه. عطیه عطارزاده در ایجاد کشش داستانی موفق بوده و لحن شاعرانهای که به نوشتار خود داده، پتانسیل بیشتری را نیز برای همراه کردن خواننده ایجاد میکند. اگر در کتاب قبلیاش چشمهای نابینای دخترک نمادی از عواطف زنانهایست که همیشه سرنوشت را برای او به شکل دیگری رقم میزند و واقعبینی را برایش ناممکن میکند؛ در اینجا ناتوانی پسرک از ادای واژهها، سمبلی از ضعف او در شکلدهی به افکار جنونآمیزیست که در سرش دارد. درست مانند شعر «من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش»، در این داستان نیز شخصیت ما به صورت استعاری ظرفیت کوچک واژهها برای دقیق شدن در رنجها و کاستیهای انسانی را بیان میکند. روایت زندگی او در آسایشگاه از زبان خودش بیان میشود و اینکه در طول این سالها چگونه افکار و شخصیت او شکل گرفتهاند و مرزهای ذهنی او روی چه خطوطی قرار دارند، از هنر عطیه عطارزاده است که در پرداختن به جزئیات منحصربهفرد عمل میکند. این کتاب یک رمان است، اما در عین حال داستانمحور نیست. در این کتاب شخصیتپردازی و بهرهگیری از تکنیکهای ادبی که ما را به سوررئالیسم و جریان سیال ذهن پیوند میدهد، به وجه قصهگوی آن غلبه دارد.
درباره عطیه عطارزاده
عطیه عطارزاده یکی از نویسندگان نسل جوان است که با دریافت جایزهٔ جلال آل احمد، اثبات کرد که زنان در جامعهٔ نویسندگان مثل گذشته جایگاه مهمی دارند. در دهههای پیش نیز گرچه تعداد زنانی که در ادبیات پیشرو بودند انگشتشمار بود، اما از میان آنها افرادی مثل فروغ فرخزاد و سیمین دانشور و زویا پیرزاد قد علم کردند و آثاری تمامنشدنی را در تاریخچهٔ ادبیات ایران بهجا گذاشتند. حالا در نسل جوان نویسندگانی مثل خانم عطارزاده خود را به جامعهٔ ادبی معرفی کردهاند. او در ابتدا کار خود را از حوزهٔ نقاشی آغاز کرد و طبق گفتههای خودش، در حوزهٔ نقاشی بود که فهمید به ادبیات علاقهمند است و استعداد آن را نیز دارد. در دو رمان او یعنی «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» و «من، شماره سه» درست مانند دو مجموعه شعرش، «اسب را در نیمهٔ دیگرت برمان» و «زخمی که از زمین به ارث میبرید»، یک عنصر مشترک میدرخشد که پیش از هر چیز توجه خواننده را به خود جلب میکند؛ و آن ایماژ است. ایماژ یعنی تصویرپردازیهایی که در دل ادبیات خلق میشود و از طریق آن مخاطب میتواند با مفاهیمی انتزاعی که در داستان شکل میگیرد ارتباط برقرار کند. عطیه عطارزاده هر مدیوم هنری را که تجربه میکند، به عنوان رودی میبیند که از یک چشمهٔ مشترک منشعب شده؛ بنابراین بعد از تجربهٔ نقاشی به سراغ سینما رفت، سپس به شعر روی آورد و حالا در داستاننویسی فعالیت میکند.
جملاتی از کتاب من، شماره سه
ما بیست و هفت نفریم. هر کداممان دو تا دست داریم. همین دستها لباسهای تمام بیمارستانها و زندانها و یتیمخانههای مملکت را میدوزند. لباسهای یکدست خاکستری. بدون دکمه. بدون زیپ. بقیهٔ دستها مال ریقوها و تحریکیهاست. مال بهدردنخورها. ما بیست و هفت نفر با آنها فرق داریم. میتوانیم هروقت بخواهیم دستهایمان را راست بیاوریم بالا و راست ببریم پایین بدون اینکه بلرزند. باید لباسها را جوری تمیز بدوزیم که کفنلوچ راضی باشد. آن وقت میتوانیم نوبتی برویم زیر کاجها و سیگار بکشیم. من که سیگاری نیستم. تمیزکاری میکنم چون سلیمی گفته کار، مغز را نجات میدهد.
چشمهات را دوست دارم چون به مادرت رفتهاند. دنیا هم که سیاه باشد، باز سبزند. دستهات را دوست دارم چون چیزهایی کشیدهاند که هیچوقت ندیدهای. دهانت را اما از همهٔ اینها بیشتر دوست میدارم؛ چون هیچوقت باز نمیشود.
دهانت را بسته نگه دار و برو. دستهات را بیاور پایین. کاری به شاخههای شکسته نداشته باش. از پشت ساختمان نیمهکاره برو. از لای کاجها. از توی گِل. جوری که انگار همان راهِ هرروزه است. انگار درختها را هرس کردهای و برمیگردی بخش. سر بالا. برنگرد. بپیچ. در را باز کن. دستت را زیر بازوش بینداز. نترس. دکمههاش را یکییکی باز کن. غدیر بیدار نمیشود. مست است. پوتینهاش را دربیاور. بپوش. پول ته کشوِ دوم است. برش دار. برو. حالا برو. از اینجا برو.
سمسار به همه میگوید که ما فقط توی خوابهایمان هنوز خودمانیم. هنوز روح داریم. دکترها به ما قرص دادهاند. ما را از خودمان گرفتهاند. برای همین است که میلرزیم. توی خوابهایمان هنوز روح داریم. هنوز خودمانایم. برای همین صبحهای بیکاری توی اتاق سمسار مینشینیم و نوبتی چشم میبندیم. سمسار میگوید چه کنیم. میگوید توی خواب خودمان کجا را ببینیم و چه کار کنیم. چیزهایی به یاد میآوریم که قرار نیست به یاد بیاوریم. چیزهای بدی که دیدهایم. کارهای بدی که کردهایم. کسی که بدترین چیزها را برای سمسار میکشد منم. چیزهایی را که توی پروندهها نوشته و سالهاست از یاد رفته.
مشخصات محصول
کد محصول:
187623
نویسنده:
ناشر:
وزن:
224 گرم
قطع:
رقعی
تعداد صفحات:
192 صفحه
جلد:
شومیز
ژانر:
شابک:
9786220105862
مشخصات محصول
نظرات کاربران(1)
مرتب سازی براساس:
۳.۰
مرتب سازی براساس:
3 سال پیش
پرسش و پاسخ (0)